برادرزادهء مولانا پياره ميرزا بود .
پير على ، ر . ك : على ، سيد .
پير محمّد ، احمدنگرى 930 ه ق / 1523 م
فاضل پير محمد حنفى شروانى در بين معاصران خويش عالمى بسيار بزرگ بود . برهان نظام شاه نيز نزد او درس خوانده بود به همين مناسبت او را جزو نزديكان دربار ساخت .
روزى نظام شاه او را به قلعهء « هرينده » پيش خواجه جهان ( وزير ) فرستاد . آنجا با ملا طاهر ملاقات كرد . پير محمد در محضر ملا « مجسطى » آموخت . بعد از يك سال وقتى مولانا پير محمد به احمدنگر آمد ، پادشاه به استقبال او رفت و در اعزاز و اكرامش كوشيد .
ملا به اتفاق سههزار نفر به مذهب شيعه درآمد و در خطبه اسامى ائمه را قرائت مىكرد و بدين سبب از ميان مردم شهر هزار و دويست سوار و پياده به نظام شاه حمله كردند . برهان نظام شاه آنان را به زندان افكند در نتيجه عدهء زيادى از آنان كه شيعه شده بودند ، تغيير مذهب دادند . بعد از چهار سال ملا از زندان بيرون آمد . اين اتفاق مربوط به سال 928 ه ق است ( نزهة الخواطر 4 / 100 به نقل از فرشته ) .
ملا عبد القادر بدايونى مىگويد : « عالمى بسيار خوشفهم و داراى طبعى شكوفا بود . از شيروان به قندهار آمد و نوكر بيرم خان خانان شد و با سرعت مدارج ترقى را طى كرد . بعد از فتح هندوستان لقب خان و سپس لقب « ناصر الملك » گرفت . سه چهار سال با عزت و احترام زندگى كرد . مدتى بعد در رودخانهء نربدا غرق شد و درگذشت . بدايونى او را از دور مىشناخت و فرصتى پيدا نكرده بود كه از نزديك وى را ملاقات كند .
خلاصهء همين داستان را رحمان على در تذكرهء علماى هند نوشته است .