تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
كجاست ؟ خديجه دختر خويلد ( بضم خاء و فتح واو ) كجاست ؟ مريم دختر عمران كجاست ؟ آسيه دختر مزاحم كجاست ؟ ام كلثوم مادر يحيى بن زكريا كجاست ؟ وقتى ايشان همه برخاستند خداى رؤف ميفرمايد : اى اهل محشر ! امروز كرامت از كيست ؟ حضرت محمّد و على و حسن و حسين عليهم السّلام ميگويند : از خدائى كه يكتا و قهار است . خداى توانا خواهد فرمود : اى اهل محشر ! من كرامت را براى محمّد و على و حسن و حسين و فاطمه قرار دادم ، اى اهل محشر ! سر خود را به زير بيندازيد و چشم خود را ببنديد تا فاطمهء زهرا بسوى بهشت رود . در همين موقع است كه جبرئيل ناقه‌اى از بهشت براى آن بانو مىآورد كه دو پهلوى آن را بديباى بهشتى زينت كرده باشند ، مهار آن از مرواريد خواهد بود ، جهاز آن از مرجان است ، آن ناقه را ميخواباند و فاطمه سوار بر آن خواهد شد . آنگاه خداى رؤف تعداد صد هزار ملك ميفرستد تا طرف راست آن بانو باشند و صد هزار ملك ديگر ميفرستد كه طرف چپ وى قرار بگيرند و صد هزار ملك ديگر خواهد فرستاد كه فاطمه را بر فراز پر و بال خود بسوى بهشت حركت دهند . موقعى كه بدر بهشت رسيدند فاطمهء زهرا متوجه عقب خويشتن خواهد شد ، خطاب ميرسد اى دختر حبيب من ! براى چه متوجه عقب خود ميشوى ، در صورتى كه من دستور داده‌ام : داخل بهشت شوى ؟ فاطمه ميگويد : پروردگارا ! دوست داشتم در يك چنين روزى قدر و قابليت من شناخته شود . خدا ميفرمايد : اى دختر حبيب من ! برگرد و بنگر هر كسى كه محبت تو يا يكى از فرزندان ترا در قلب دارد دست او را بگير و داخل بهشت نما . امام محمّد باقر عليه السّلام فرمود : اى جابر به خدا قسم كه فاطمه در آن روز شيعيان خود را به نحوى از ميان اهل محشر جدا مىكند و نجات ميدهد كه پرنده دانه‌هاى