تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
حسين بن ابو العلا از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : امام حسن به اهل بيت خود فرمود : من بوسيلهء زهر خواهم مرد ، همانطور كه پيغمبر معظم اسلام صلى اللَّه عليه و آله بوسيلهء زهر از دنيا رحلت نمود . گفتند : چه كسى تو را مسموم خواهد نمود ؟ فرمود : كنيز يا زوجه‌ام . گفتند : وى را از خانهء خويشتن خارج كن . فرمود : هيهات كه بشود او را خارج كرد ! زيرا اجل من بدست او مىباشد ، راه و چاره‌اى هم نخواهم داشت ، اگر او را خارج نمايم باز هم كسى غير از او مرا نخواهد كشت ، زيرا اين موضوع قضا و قدر واجب و لازمى است كه از طرف خدا مقدر شده . چند روزى از اين مقاله نگذشته بود كه معاويه شخصى را براى تحريك زوجهء امام حسن فرستاد . پس از اين جريان بود كه امام حسن به زوجه‌اش فرمود : آيا يك شربت شير نزد تو هست ؟ گفت : آرى . همان زهرى را كه معاويه فرستاده بود آن زن در ميان شير ريخته بود . هنگامى كه امام حسن آن شير را آشاميد و احساس مسموميت نمود به آن زن فرمود : اى دشمن خدا ! مرا كشتى ؟ خدا تو را بكشد . آگاه باش به خدا قسم كه پس از من شوهرى نخواهى يافت و از آن مرد فاسق كه دشمن خدا است ابدا خيرى نخواهى ديد . 7 - طبرى در كتاب : دلائل از ابن عباس روايت مىكند كه گفت : امام حسن مجتبى عليه السّلام به ماده گاوى كه قصاب ميخواست آن را ذبح كند مرور كرد و فرمود : اين گاو به يك گوسالهء ماده‌اى حامله است كه سفيدى در ميان پيشانى آن است و سر دمش هم سفيد مىباشد . ما با قصاب به راه افتاديم ، وقتى قصاب آن گاو را ذبح نمود ديديم گوساله‌اش به همان اوصافى است كه امام حسن فرموده بود . ما به آن حضرت گفتيم : آيا نه چنين است كه خدا ( در سورهء لقمان آيهء - 34 ) ميفرمايد : خدا آنچه را كه در رحم‌ها مىباشد ميداند ؟ پس تو چگونه اين مطلب را