شروع بوضو گرفتن كردند و هر كدام ميگفتند : وضوى من صحيحتر است .
آنگاه به آن پير مرد گفتند : ما دو نفر وضو ميگيريم ، تو قضاوت كن كه كداميك از ما بهتر وضو ميگيريم ، وقتى وضو گرفتند به وى گفتند : كداميك از ما نيكوتر وضو گرفتيم ؟ گفت : شما هر دو خوب وضو گرفتيد ، ولى اين پير مرد نادان وضوى نيكوئى نگرفت . اكنون وضو گرفتن را از شما آموختم و بدست و بركت و مهربانى كه شما نسبت به امت جدّ خود داريد توبه كردم .
حضرت امام محمد باقر عليه السّلام ميفرمايد : امام حسين به احترام امام حسن در حضور آن حضرت تكلم نميكرد ، همين طور محمّد بن حنفيه در حضور امام حسين تكلم نمىكرد .
گفته شده : ( قرآن در سورهء ص ، آيهء - 44 ) در بارهء حضرت ايّوب ميفرمايد :
نِعْمَ الْعَبْدُ
يعنى خوب بندهاى است و در بارهء حضرت حسنين گفته شده :
شتر شما خوب شترى است و شما هم خوب سوارانى ميباشيد . نيز ( در سورهء دخان آيهء - 24 ) ميفرمايد : اگر به من ايمان نمىآوريد پس از من كنارهگيرى نمائيد .
امام حسين هم فرمود : اگر مرا تصديق نمىكنيد پس از من دورى كنيد و مرا بقتل نرسانيد .
3 - در كتاب : كافى از ابو سعيد نقل مىكند كه گفت : من به حضرت حسنين كه در فرات با لباس مشغول شنا بودند گفتم : اى دو فرزند رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله لباس شما كه با آنها شنا ميكنيد ضايع شدند ! فرمودند : اى ابو سعيد ! فاسد شدن لباس نزد ما محبوبتر است از فاسد شدن دين زيرا آب هم نظير زمين داراى اهل و موجوداتى است . آنگاه به من فرمودند : قصد كجا دارى ؟ گفتم : قصد همين آب را دارم . گفتند : مگر اين آب چه خواصى دارد ؟
گفتم : من يك مرضى دارم ، ميخواهم از آب تلخ بياشامم شايد مرضم معالجه شود و مزاج من لينت پيدا كند .