تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
اين مرد را بنگريد كه راجع بريختن خون پشه از من جويا مىشود ، در صورتى كه ايشان پسر پيغمبر خدا ( يعنى امام حسين عليه السّلام ) را كشتند ! ! و حال آنكه من از پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و إله شنيدم ميفرمود : حسن و حسين عليهما السّلام دو نو گل دنيوى من ميباشند . و . . . 6 - در كتاب : امالى از حذيفة ( بضم حاء و فتح ذال ) ابن يمان روايت مىكند كه گفت : من رسول خدا را در حالى ديدم كه دست حضرت حسنين عليهما السّلام را گرفته بود و ميفرمود : ايها الناس ! اين حسين بن علي است ، وى را بشناسيد ، قسم به حق آن خدائى كه جان من در دست قدرت او است اين حسين و دوستانش و دوستان دوستانش در بهشت خواهند بود . 7 - در كتاب : قرب الاسناد از حضرت امير عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : در آن حينى كه حضرت حسنين عليهما السّلام كشتى ميگرفتند پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم به حضرت امام حسن فرمود : سرعت كن ! فاطمهء اطهر برسول خدا گفت : پدر جان ! پسر بزرگتر را به پسر كوچكتر مسلط ميكنى ! ؟ پيغمبر خدا فرمود : جبرئيل حسين را تحريك مىكند و من حسن را . 8 - نيز در همان كتاب از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام از پيامبر خدا روايت مىكند كه ميفرمود : حسن و حسين دو بزرگ جوانان اهل بهشت ميباشند و پدرشان از ايشان بهتر است . من هيبت و علم خود را به حسن و صفت بخشش و رحمت خود را بحسين عطا كرده‌ام . 9 - در كتاب : امالى از عبد اللَّه بن عمر روايت مىكند كه گفت : حضرت حسنين عليهما السّلام داراى دو تعويذ بودند كه محتويات آنها از پر جبرئيل عليه السّلام بود . 10 - نيز در همان كتاب از زينب دختر ابو رافع روايت مىكند كه گفت : حضرت فاطمهء زهراء عليها السّلام در آن مرضى كه از دنيا رحلت كرد حضرت حسنين را نزد پيغمبر اسلام آورد و گفت :