تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
خداى عليم فطرس را بين انتخاب عذاب دنيا و آخرت مخير كرد ، فطرس عذاب دنيا را برگزيد . فطرس به مژهء چشمان خويشتن در جزيرهء دريائى آويزان بود كه هيچ حيوانى به وى مرور نميكرد و در زير آن يك دود بد بوئى متصاعد بود كه قطع نمىشد موقعى كه فطرس حس كرد : ملائكه نازل شده‌اند از يكى از ايشان كه از نزد او عبور كرد جويا شد : چه امرى موجب نزول شما شده است ؟ گفت : براى حاشر « 1 » يعنى حضرت محمّد كه احمد است از دختر و وصى او پسرى متولد شده كه امامان هدايت‌كننده تا روز قيامت از نسل وى خواهند بود . فطرس از آن ملكى كه اين خبر را داد خواهش كرد كه از طرف من هم به پيامبر خدا تهنيت و تبريك بگو و حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم را از حال من با خبر كن . هنگامى كه پيغمبر اعظم اسلام از جريان فطرس آگاه شد از خداى رؤف خواست كه وى را براى خاطر امام حسين عليه السّلام آزاد نمايد و خداى سبحان دعاى آن حضرت را مستجاب نمود . آنگاه فطرس بحضور رسول خدا آمد و پس از اينكه به آن حضرت تبريك گفت در حالى بجاى خود بازگشت كه ميگفت : كيست مثل من و حال اينكه من آزادشدهء حسين بن على و فاطمه و جدش احمد حاشر ميباشم ! ! 20 - در كتاب : علل الشرائع از عبد الرحمن بن كثير هاشمى نقل مىكند كه گفت : به حضرت صادق آل محمّد صلى اللَّه عليه و آله گفتم : فدايت شوم چگونه شد كه فرزندان امام حسين از فرزندان امام حسن افضل و برتر شدند ، در صورتى كه ايشان تابع يك دين بودند ؟ فرمود : گر چه شما سخن مرا نمىپذيريد ولى در عين حال ميگويم :
هامش
( 1 ) ابن اثير در كتاب : نهايه ميگويد : حاشر از نام‌هاى حضرت محمد صلى اللَّه عليه و آله است . معنى كلمهء : حاشر اين است كه مردم بعد از آن حضرت در دين آن حضرت محشور ميشوند - مترجم .