نقره صدقه دادند و براى آن بزرگوار عقيقه يعنى گوسفند قربانى كردند .
سپس ام ايمن امام حسين را مهيا كرد و در ميان برد ( بضم باء و سكون راء ) رسول خدا پيچيد و بحضور پيغمبر اكرم آورد . پيامبر خدا به ام ايمن فرمود :
مرحبا به حامل و محمول ( يعنى مرحبا به تو و امام حسين ) اى ام ايمن اين تعبير همان خوابى است كه ديدى ! ! و . . .
16 - نيز در كتاب سابق الذكر از صفيه دختر عبد المطلب نقل مىكند كه گفت :
موقعى كه امام حسين از مادرش متولد شد و من حضرت زهراء را پرستارى ميكردم پيامبر خدا به من فرمود : اى عمه ! فرزندم را نزد من بياور . گفتم : هنوز او را نظيف نكردهام . فرمود : تو ميخواهى حسين را نظيف نمائى ؟ در صورتى كه خداى رؤف او را نظيف و مطهر كرده است .
17 - نيز در همان كتاب از صفيه دختر عبد المطلب روايت مىكند كه گفت : هنگامى كه حسين عليه السّلام از مادر اطهرش متولد شد و من آن حضرت را نزد پيغمبر اكرم بردم آن بزرگوار زبان مبارك خود را در دهان امام حسين نهاد و امام حسين زبان مقدس آن حضرت را مىمكيد .
ام ايمن ميگويد : من گمان نميكردم : رسول خدا غير از شير يا عسل چيز ديگرى بحسين بدهد ! در اين بين حسين عليه السّلام ادرار كرد و پيامبر خدا بين چشمان مبارك امام حسين را بوسيد و حسين را به من داد . آن حضرت در حالى كه ميگريست سه مرتبه فرمود : اى فرزند عزيزم ! خدا قاتلهاى تو را لعنت كند .
گفتم : پدر و مادرم بفدايت چه كسى حسين را خواهد كشت ! ؟
فرمود : فرقهء ستمكيش بنى اميه لعنهم اللَّه .
18 - نيز در كتاب : امالى از ابراهيم بن شعيب نقل مىكند كه گفت : از صادق آل محمّد صلى اللَّه عليه و آله شنيدم ميفرمود :
وقتى حضرت حسين بن على عليهما السّلام متولد شد خداى حكيم بجبرئيل دستور داد :
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 270
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٧٠