تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
چهل قبر تشكيل داد تا قبر او تشخيص داده نشود . وقتى مردم شنيدند يك ديگر را ملامت و سرزنش كردند و گفتند : پيغمبر ما يك دختر بجاى نهاد و ما موقع فوت و نماز و دفن او حاضر نشديم و قبر او را نميدانيم كه زيارتش كنيم ! ؟ . آن كسى كه متصدى امر خلافت بود گفت : زنان مسلمين را بياوريد تا اين قبرها را بشكافند و ما جنازهء فاطمه را پيدا كنيم و بر آن نماز بخوانيم و قبرش را زيارت نمائيم . موقعى كه اين سخن به گوش حضرت امير رسيد در حالى خارج شد كه خشمناك و چشمان مباركش سرخ و ذو الفقار را حمايل كرده بود . با همين حالت آمد تا وارد بقيع كه آنان اجتماع كرده بودند شد ، آنگاه فرمود : اگر يكى از اين قبرها را بشكافيد اين شمشير را در ميان شما ميگذارم ( و همه را از دم شمشير ميگذرانم ! ) پس از اين جريان بود كه آن گروه از بقيع خارج شدند . 42 - در كتاب : تهذيب از سليمان بن خالد روايت مىكند كه گفت : از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام جويا شدم : اولين تابوت را براى چه كسى ساختند ؟ فرمود : براى فاطمه دختر حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم . 43 - نيز در همان كتاب از حضرت صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : اولين تابوتى كه در اسلام ساخته شد تابوت فاطمهء اطهر بود . زيرا آن بانو در آن مرضى كه از دنيا رفت به اسماء فرمود : من لاغر شده‌ام و گوشت بدنم از بين رفته است ، آيا يك چيزى كه بدنم را بپوشاند براى من درست نميكنى ؟ اسماء گفت : آن موقعى كه من در حبشه بودم يكنوع تابوتى ميساختند ، اگر مايل باشى من شكل آن را به تو نشان دهم ؟ فرمود : مانعى ندارد . اسماء گفت : يك تختى را آوردند ، آنگاه آن تخت را بر عكس به روى زمين نهاد ، دستور داد تا شاخه‌هاى خرمائى هم آوردند ، آن شاخه‌هاى خرما را به پايه‌هاى آن تخت تابيد و يكپارچه روى