2 - عمويم حمزه كه بر ناقهء عضباء سوار مىشود .
3 - من كه بر براق سوارم .
4 - شوهر تو على بن ابى طالب كه بر يكى از ناقههاى بهشتى سوار خواهد شد .
فاطمهء اطهر گفت : وصف آن ناقه را براى من بگو كه از چه چيزى آفريده شده ؟
رسول اكرم فرمود : ناقهاى است كه از نور خدا آفريده شده بدين وصف :
دو پهلوى آن آراسته ، زرد رنگ ، رأس آن قرمز ، سياه چشم ، پاهاى آن از طلا ، پوزهء آن از لؤلؤ تازه ، چشمان آن از ياقوت ، شكم آن از زبرجد سبز ، قبهاى از لؤلؤ سفيد بر پشت آن است ، باطن آن از ظاهر آن ، و ظاهر آن از باطن آن ديده مىشود . آن ناقه از عفو خدا آفريده است . اين ناقه كه از ناقههاى خدا مىباشد داراى هفتاد هزار ركن است . بين هر ركن تا ركن ديگر هفتاد هزار ملك مىباشد كه مشغول انواع و اقسام تسبيح پروردگار جهان هستند .
على عليه السّلام به هيچ يك از گروه ملائكه عبور نميكند مگر اينكه ميگويند :
اين بنده كيست ، چقدر خداى رؤف او را گرامى داشته است ! ؟ گويا : پيغمبرى مرسل باشد ، يا ملكى مقرب باشد ، يا حامل عرش باشد ، يا حامل كرسى باشد ؟
آنگاه منادى از وسط عرش ندا مىكند : ايها الناس ! اين شخص پيغمبر مرسل و ملك مقرب نيست . بلكه اين على بن ابى طالب است . سپس گروهى دسته دسته به تعجيل ميايند و ميگويند :
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
. اين مطالب را براى ما ميگفتند ولى ما تصديق نميكرديم ، ما را نصيحت مينمودند ولى نمىپذيرفتيم ، افرادى كه اين على را دوست داشته باشند بدستگيرهء محكمى چنگ زدهاند كه در آخرت اين چنين نجات پيدا ميكنند .
اى فاطمه ! دوست دارى بيشتر از اين راجع بعلى بگويم تا راغب وى شوى ؟