تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
4 - من صبر ميكنم و به حاجت خويشتن نائل و پيروز ميشوم . موقعى كه خيلى بعيد است صبر بتواند مردان را سست نمايد . 5 - در اين تب دليلى است كه آن براى مرگ و موت مردم يكنوع پيشوا و قاصدى است . 10 - در كتاب : دعوات راوندى از سويد ( بضم سين و فتح واو ) ابن غفله روايت مىكند كه گفت : على عليه السّلام دچار تهيدستى شديدى شد . حضرت زهراى اطهر براى اين موضوع بحضور رسول اكرم مشرف شد . هنگامى كه دق الباب نمود پيغمبر اعظم فرمود : من احساس ميكنم كه حبيبه‌ام پشت در باشد ، اى ام ايمن بر خيز ببين كيست ؟ وقتى ام ايمن در را باز كرد و فاطمهء زهراء داخل شد پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله به وى فرمود : يك موقعى نزد ما آمدى كه هيچ وقت نمىآمدى ! ؟ گفت : يا رسول اللَّه ! غذاى ملائكه نزد خداى ما چيست ؟ فرمود : گفتن الحمد للَّه . گفت : غذاى ما چيست ؟ فرمود : قسم : به حق آن خدائى كه جان من در دست قدرت او است مدت يك ماه است كه آتش در خانهء ما روشن نشده ( يعنى غذاى پختنى در كار نبوده ) ولى من آن پنج كلمه‌اى را به تو ياد مىدهم كه جبرئيل به من تعليم داده است . گفت : كدام پنج كلمه يا رسول اللَّه ! فرمود : بگو : يا رب الاولين و الآخرين ، يا ذا القوة المتين ، و يا راحم المساكين ، و يا ارحم الراحمين . فاطمهء اطهر پس از شنيدن اين كلمات مراجعت نمود ، وقتى چشم حضرت امير به وى افتاد فرمود : پدر و مادرم بفدايت چه خبر آوردى ؟ گفت : من به منظور كار دنيا رفتم ، ولى به منظور امر اخروى باز گشتم . على عليه السّلام دو مرتبه فرمود : خير پيش تو به ياد ! ! 11 - در كتاب : مصباح الانوار از حضرت امام محمّد باقر روايت مىكند كه فرمود :
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 170 | العلامة المجلسي / محمد نجفى