شعر عايشه
: اى زنان ! معجز بپوشيد ، و يادآور اين چيزهاى نيكو شويد كه در اين محضرها است ، ياد آور پروردگار خلق شويد ، زيرا ما را با هر بندهء شاكرى بدين خود اختصاص داده است ، حمد مخصوص خدائى است كه ما را برترى داد ، شكر مخصوص آن خدائى است كه مقتدر است ، با فاطمه حركت كنيد كه خدا ذكر او را عطا كرده و وى را بشوهرى كه پاك و پاكيزه مىباشد اختصاص داده است .
شعر حفصه دختر عمر
: فاطمه بهترين زنان بشر است ، فاطمه داراى صورتى چون قمر مىباشد ، خدا تو را بوسيلهء آن كسى كه بواسطهء آيههاى سورهء : زمر اختصاص داده شده برترى عطا نموده ، خدا تو را براى جوانى با فضيلت تزويج نمود ، يعنى على بن ابى طالب كه بهترين افرادى است كه حضور دارند .
اى كنيزان من ! فاطمه را ببريد ، زيرا كه وى بزرگوار و دختر شخصى عظيم الشأن است . و . . .
موقعى كه داخل خانه شدند رسول اكرم شخصى را بدنبال حضرت امير فرستاد تا او را به مسجد آورد ، آنگاه فاطمه را هم خواست ، سپس دستهاى فاطمه را گرفت و در ميان دست على نهاد و فرمود :
خدا اين عروسى را براى دختر پيغمبر مبارك نمايد .
سپس پيامبر خدا از در خارج شد و فرمود : خدا شما و نسل شما را پاك و پاكيزه نمود ، من با كسى كه با شما صلح باشد صلح ميباشم ، من با كسى كه با شما بجنگد مىجنگم ، من شما را به خدا ميسپارم .
اسماء بنت عميس مدت يك هفته بنا به وصيت حضرت خديجهء كبرا نزد حضرت زهراء توقف كرد و پيغمبر خدا براى دنيا و آخرت وى دعا كرد .
بعد از آن رسول خدا صبح آن شب نزد حضرت على و فاطمه آمد و فرمود :
السلام عليكم ، آيا اجازهء ورود به من ميدهيد ؟ اسماء در را باز كرد على و فاطمه عليها السّلام در زير كساء خواب بودند ، پيغمبر خدا بايشان فرمود : بخوابيد ، سپس آن حضرت