خانههاى آن مردم ميگرديد به نحوى كه حياطهاى آنان سرخ ميشد ، ايشان از آن منظره تعجب ميكردند ! لذا بحضور رسول خدا ميشتافتند و راجع به آن نور گفتگو مىنمودند ، پيامبر خدا آنان را به طرف خانهء زهراى اطهر ميفرستاد ، موقعى كه مىآمدند ميديدند آن بانوى معظمه بر سر سجادهء عبادت نشسته و مشغول تسبيح و تمجيد پروردگار است و نور قرمزى از صورت وى ميدرخشد ، پس از اين جريان درك ميكردند : آن نورى كه ديده بودند از نور جبين آن بانوى مكرمه بوده است ، آن نور همچنان در صورت وى بود تا موقعى كه امام حسين عليه السّلام متولد شد ، آن نور همچنان در صورت ما امامان هر كدام پس از ديگرى خواهد بود ، تا روز قيامت .
3 - صدوق در كتاب : عيون اخبار رضا عليه السّلام نقل مىكند كه ابن عباس به معاويه گفت : آيا ميدانى كه فاطمه براى چه فاطمه ناميده شد ؟ گفت : نه ، گفت : براى اينكه او و شيعيانش از آتش جهنم آزادند ، من اين موضوع را از پيامبر خدا شنيدم .
4 - نيز در كتاب : سابق الذكر از حضرت رضا عليه السّلام از پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله نقل مىكند كه فرمود : من اين دخترم را بدين لحاظ فاطمه ناميدم كه خداى سبحان وى و دوستانش را از آتش جهنم نجات داده است .
5 - صدوق در كتاب : علل الشرائع از جابر نقل مىكند كه گفت :
به حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام گفتم : براى چه فاطمهء اطهر زهراء ناميده شد ؟
فرمود : براى اينكه خداى حكيم آن بانو را از نور با عظمت خود آفريد ، موقعى كه درخشيد آسمانها و زمين بنور او روشن شدند ، چشمهاى ملائكه خيره شد ، ملائكه خداى را سجده نمودند و گفتند : پروردگار ما ! اين چه نورى است ! ؟
خدا فرمود : اين يكى از نورهاى من است كه آن را در آسمان خود جاى دادم ، اين نور را از عظمت خويشتن آفريدم ، من اين نور را از صلب يكى از پيامبرانم خارج مينمايم كه او را بر تمام انبياء برترى دادهام ، از اين نور امامانى بوجود
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 13
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣