تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
رسول خدا آنها را از آنان گرفت و به ثوبان داد و گفت : اينها را ببر نزد فلان قبيلهء مدينه و براى فاطمه يك جامهء يمانى و دو دستبند عاج خريدارى كن ؛ ايشان اهل بيت منند ، من دوست ندارم اشياء نيكو و نفيس خود را در دنيا به مصرف برسانند . 11 - در كتاب : كافى از فرات بن احنف روايت مىكند كه گفت : از امام جعفر صادق عليه السّلام شنيدم ميفرمود : در تمام روى زمين گياهى شريفتر و نافعتر از خرفه نيست ، خرفه سبزى فاطمه است . آنگاه فرمود : خدا بنى اميه را لعنت كند ، زيرا آنان به علت بغضى و دشمنى كه با فاطمه داشتند اين گياه را گياه احمق ناميدند . 12 - نيز از امام جعفر صادق روايت مىكند كه گفت : كاسنى گياه و سبزى حضرت رسول و ريحان سبزى حضرت على بن ابى طالب و خرفه سبزى فاطمهء زهراء است . 13 - شيخ طوسى در كتاب : تهذيب از صادق آل محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم روايت مىكند كه فرمود : حضرت زهراء صبح‌هاى روز شنبه‌ها متوجه قبور شهداى احد مىشد و روى قبر حضرت حمزه ميرفت و بر او رحمت ميفرستاد و برايش طلب مغفرت ميكرد . 14 - على بن ابراهيم سبب نزول آيهء 12 سورهء مجادله را كه ميفرمايد : «
إِنَّمَا النَّجْوى
إلى آخره » از امام جعفر صادق بدين شرح نقل مىكند : يك شب فاطمهء زهراء در عالم خواب ديد كه : پيغمبر اكرم ، فاطمهء اطهر ، على مرتضى ، امام حسن مجتبى ، و امام حسين عليهم السّلام تصميم گرفتند كه از مدينهء طيبه خارج شوند . وقتى از ديوارهاى مدينه گذشتند بر سر دو راهى رسيدند ، رسول خدا راه دست راست را انتخاب كرد و رفتند تا بموضعى كه داراى نخلستان و آب بود رسيدند آنگاه پيغمبر گوسفندى خريد كه در يكى از گوشهايش خال و نقطه‌هاى سفيد بود ، سپس دستور داد تا آن را سر بريدند . هنگامى كه از آن خوردند عموما مردند ! ! فاطمهء زهراء در حالى