16 - در كتاب : نوادر راوندى از حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام روايت مىكند كه گفت : يك وقت شخص كورى از فاطمهء زهرا اجازه خواست كه بحضورش مشرف شود ، فاطمهء اطهر وقتى اجازه داد خود را از آن شخص كور پوشانيد .
پيامبر اسلام بزهراء گفت : او كور بود ، پس تو چرا خويشتن را از او پوشانيدى ، در صورتى كه او ترا نميديد ! ؟ فاطمه گفت : اگر چه او مرا نميديد ولى من او را ميديدم ، از طرفى بويم بمشام او ميرسيد ! رسول خدا فرمود : شهادت مىدهم كه تو پارهء تن من هستى .
نيز مينگارد : پيغمبر عظيم الشأن اسلام از اصحاب خويشتن پرسيد : زن چيست گفتند : زن عورت است ( يعنى بايد از انظار نامحرمان پوشيده باشد ) گفت : زن چه موقع بخداى خود نزديكتر است ؟ اصحاب نتوانستند جواب بگويند .
موقعى كه اين پرسش به گوش فاطمهء اطهر رسيد گفت : نزديكترين اوقات زن بخداى خود هنگامى است كه در بيخ خانهء خود باشد ، پس از اين جواب بود كه پيامبر خدا گفت : حقا كه فاطمه پارهء تن من است .
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١١٤