مسأله 4 - اگر در يك جنايت ، كف دست صاحب انگشت با مقدارى از استخوان زند قطع شود ديهاش پانصد دينار است ، و همچنين است اگر با مقدارى از ساق قطع شود ، حال آيا در خصوص آن مقدار زائد قطع شده ارش است يا اينكه ديه جنايت به حسب مساحت معين مىشود ؟ محل ترديد است .
مسأله 5 - ديه دستى كه از آرنج قطع شود پانصد دينار است چه داراى كف باشد و چه نباشد ، ديه دستى هم كه از شانه قطع شود همين است چه آرنج داشته باشد و چه نداشته باشد ، در اين فرض نيز اگر مقدارى از بالاى شانه با دست قطع شده باشد ، دو احتمال ارش و حساب به حسب مساحت جريان دارد .
مسأله 6 - اگر شخصى دستى اضافه روييده از ناحيه زند يا آرنج و يا شانه داشته باشد و آن دست با دست اصلى قطع شود ، در دست اصليش ديه كامل است و در دست زائد ارش است ، و تشخيص اينكه كداميك اصلى و كدام زائد است به نظر اهل خبره و كارشناس امر بستگى دارد و در صورت اشتباه و عدم تشخيص دست اصلى در صورتى كه هر دو را يك جانى قطع كند هم ديه را بايد پرداخت كند و هم ارش را ، و در صورتى كه جانى متعدد باشد ظاهر اين است كه نسبت به هر دو جانى ارش مىشود و اگر جانى يك نفر باشد لكن بار اول يكى از آن دو را قطع كند و ارش را پرداخت كند و سپس دومى را قطع كند ظاهر اين است كه بايد ديه كامل يك دست را پرداخت كند .
يازدهم : در ديه انگشتان است
مسأله 1 - در بريدن انگشتان دو دست ديه كامل است ، و همچنين در بريدن ده انگشت پاها بايد ديه كامل پرداخت كند ، و در قطع هر يك از انگشتان يك دهم ديه است و تفاوتى بين انگشت ابهام و ساير انگشتان نيست .
مسأله 2 - ديه هر انگشت به سه قسمت تقسيم مىشود ، هر قسمت آن ديه يك بند است و در انگشت شست كه دو بند بيشتر ندارد ديه بر دو تقسيم مىشود و در نتيجه در قطع هر بند از آن نصف يك دهم ديه كامل است .
مسأله 3 - در قطع انگشت زيادى اگر از بيخ قطع شود ، ثلث ديه انگشت اصلى است و بعيد نيست اين حكم در مورد بند زيادى نيز جارى باشد .
مسأله 4 - اگر در بعضى از اقوام عدد انگشتان اصلى و نيز در بعضى از طوائف عدد بندهاى اصلى انگشتان زيادتر از عدد متعارف باشد بعيد نيست كه ديه انگشتان بر آن عدد تقسيم شود .