ثلث ديه ثابت نمىشود و اين مقدار را از جانى مىگيرند ، و اگر كشف خلاف شد و معلوم شد كه كودك لال نبوده بقيه خونبها را كه دو ثلث است نيز از او مىگيرند .
مسأله 9 - اگر بدون قطع زبان جنايتى بر كسى وارد آورد كه مدتى از گفتار عاجز شود و سپس زبانش باز شود ظاهر اين است كه خونبهاى كاملى كه از او گرفته شده را بر مىگردانند ، به خلاف دندان كه اگر از كسى دندانى را بكند و دوباره در جاى آن دندان برويد ، ديه گرفته شده بر نمىگردد .
هفتم : در ديه دندانها است
مسأله 1 - اگر تمامى دندانهاى كسى را از بين ببرد بايد ديه ى كامل بدهد و اين خونبها به بيست و هشت عدد دندانها است تقسيم مىشود ، بدين طريق كه دوازده دندان جلو يعنى دو دندان پيشين و دو نيش و دو رباعى در پايين و به همين مقدار در بالا كه ديه هر يك پنجاه دينار است جمعاً مىشود ششصد دينار ، و شانزده دندان در دو پهلوى دهان واقع است ، در هر طرف از طرفهاى چهارگانه چهار دندان است كه اولى آن را ضاحكه ، و سه تاى آخر را كرسى مىنامند . و چهار صد دينار باقيمانده از ديه بر اين شانزده دندان تقسيم مىشود كه ديه هر يك بيست و پنج دينار مىشود ، و چهار دندان ناجذ كه هنگام خنده شديد نمودار مىشود و نيز دندانهاى اضافى به حساب نمىآيند .
مسأله 2 - اگر شماره دندانهاى مجنى عليه از بيست و هشت عدد كمتر باشد هزار دينار را به تعداد بقيه تقسيم نمىكنند بلكه بر همان عدد بيست و هشت تقسيم مىكنند تا ديه دندانهاى او به ازاى دندانهايى كه ندارد نقص پيدا كند ، حال چه اينكه در اصل خلقش ناقص بوده و يا به خاطر عارضهاى ناقص شده باشد .
مسأله 3 - براى دندانهاى زائد بر بيست و هشت ديهاى مقدر نشده و ظاهراً در مورد آنها بايد به ارش رجوع شود ، چه اينكه آن زيادى نظير نواجذى باشد كه در رديف دندانها واقع است و يا زيادى در جلوى دندانها و يا پشت آن روييده باشد ، و اين گرفتن تفاوت در صورتى است كه كندن آن نقصى باشد و اما اگر نقص نباشد و يا بودنش نقص باشد جانى ديهاى بدهكار نمىشود هر چند كه ظالم و گنهكار است و حاكم مىتواند بدين خاطر تعزيرش كند .
مسأله 4 - در حكم ديه تفاوتى ميان دندان سفيد و زرد و سياه نيست در صورتى كه رنگ آن اصلى باشد نه عارضى ، و اما اگر به خاطر جنايت سياه شده و نيفتاده باشد ديه آن بنابر اقوى دو ثلث ديه اصل و صحيح آن است ، و اگر دندانى را بكند كه قبلًا به علت