تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 714

مساهمون:

ص٧١٤

پنجم : در ديه دو لب است

مسأله 1 - دو لب اگر قطع شود ديه‌اش ديه كامل است و اگر يكى از آن دو قطع شود بنابر اقوى ديه‌اش نصف آن است لكن به احتياط آن است كه اگر لب پايين كسى را قطع كند ششصد دينار پرداخت كند ، و در قطع قسمتى از لب از نظر مساحت طول و عرض به حساب مجموعش ديه مىپردازد . مسأله 2 - حد لب بالا آن مقدار است كه لثه دندان‌هاى بالا را مىپوشاند طول آن عبارت است از طول دهان و عرضش عبارتست از محل تلاقى آن با لب پايين تا دو سوراخ و حاجز بينى . و حد لب پايين از نظر عرض آن مقدارى است كه لثه و دندان‌هاى پايين را مىپوشاند و از نظر طول به گشادى دهان است و حاشيه لب جزء لب نيست . مسأله 3 - اگر بر لب‌هاى كسى جنايتى وارد آورد كه ديگر دندان‌ها را نپوشاند در اين جنايت ارش است و اگر در اثر جنايت اعصاب لب‌ها آسيب ببيند و در حركت خود سست شود و در نتيجه هنگام خنده و امثال اين احوال از دندان‌ها جدا نشود بنابر احتياط بايد دو ثلث ديه را پرداخت كند ، و اگر بعد از آنكه دچار فلج بوده آن را قطع كند ثلث ديه را پرداخت كند . مسأله 4 - اگر با جنايت خود هر دو لب كسى را پاره كند به طورى كه دندان‌هاى او ظاهر شود ثلث ديه را پرداخت كند و اگر جراحت بهبودى يابد يك پنجم ديه را بدهد ، و ديه پاره شدن هر يك از آن دو اگر بهبودى نيابد ثلث و اگر بيايد خمس ديه آن است و همه اين فتاوى طبق قول معروف است .

ششم : در ديه زبان است

مسأله 1 - زبان صحيح و سالم اگر به كلى قطع شود ديه آن ديه ى كامل است و ديه زبان لال اگر به كلى از بين برود ثلث آن است . مسأله 2 - اگر قسمتى از زبان لال قطع شود مساحت آن قسمت را با همه زبان مىسنجند و به نسبت آن ديه معين مىكنند و اما زبان سالم مقدار قطع شده آن را با حروف الفبا معين مىكنند و خون بهاى كامل را بر عدد آن تقسيم نموده به عدد حروفى كه مجنى عليه بعد از جنايت از اداى آن عاجز گشته از آن سهام ديه مىپردازند ، و در آن حروف تفاوتى ميانه حروف ثقيل و خفيف و حروف زبانى و غير آن نمىگذارند . اگر زبان مجنى