تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 635

مساهمون:

ص٦٣٥
باشد مانند بسيارى از شهرهاى قديمى ايران و تركيه و عراق و كشورهاى ديگر ، و همچنين تفاوتى نمىكند كه اين شهرها با جنگ فتح شده‌اند يا با صلح ، البته صلحى كه در آن شرط شده باشد كه اراضى ملك مسلمانان باشد ، كه در همه اينها خراب كردن و از بين بردن بناهايى كه اهل كتاب به عنوان عبادتگاه براى خود ساخته‌اند واجب است ، همان‌طورى كه ساختن آنها حرام است باقى گذاشتن آنچه كه آنها ساخته‌اند نيز حرام است ، و بر واليان مسلمين حتى اگر پادشاهى ظالم باشد واجب است اهل كتاب را از احداث آن بناها منع كنند و اگر بنا كرده‌اند از بين ببرند ، به خصوص معابدى را كه همه شاهد اين هستند كه چه مفاسد عظيمى از داخل آنها به درون جامعه‌هاى اسلامى راه مىيابد و چگونه جوانان مسلمان را به سوى فساد مىكشانند . مسأله 3 - اگر سرزمينى از كفار در جنگ با سپاه اسلام با صلح فتح شد و در قرارداد صلح شرط شود كه آن سرزمين ملك يك نفر از اهل ذمه باشد و مسأله احداث نكردن كليسا يا معبد ديگر در آن قيد نكرده باشند مردم آن سرزمين مىتوانند براى خود معبد بسازند و يا اگر در آن قيد نكرده باشند و مردم آن سرزمين مىتوانند براى خود معبد بسازند و يا اگر معبد قديمىشان خراب شد تعميرش كنند ، و همچنين معابدى كه قبل از فتح داشته‌اند و سپاه اسلام آن را منهدم نكرده با تمام اشكال و تأملى كه در اين مسأله هست جايز است آن را به حال خود بگذارند . مسأله 4 - هر بنايى كه اهل ذمه بخواهند درست كنند نبايد بلندتر از بناهاى اطراف كه ملك مسلمين است بوده باشد ، حال آيا جايز است همسطح خانه‌هاى مسلمين بسازند يا حتماً بايد كوتاه باشد ؟ قابل بحث و تأمل است هر چند كه جوازش بعيد نيست ، و اگر اهل ذمه بناى بلندى را از مسلمانى بخرد با شرط اينكه به همان حال بماند به او دستور نمىدهند كه بلندى زيادى را خراب كند ، و اگر همين عمارت خراب شود چه از ريشه و چه آن مقدار كه بلندتر است ديگر اهل ذمه نمىتواند آن را مثل اولش بلندتر از بناهاى مجاور بسازند تا علوى بر مسلمانى پيدا كند بلكه نزديك‌تر به احتياط آن است كه بايد اكتفاء كند به بناى كوتاهتر هر چند كه جواز همسطح ساختنش بعيد نيست . مسأله 5 - اگر بناى بلندى كه كافر ذمى از مسلمان خريده است ترك بردارد و يا مايل و كج شود جايز است تعمير و اصلاحش كند . مسأله 6 - اگر بعد از آنكه كافر ذمى ساختمانش را ساخته در كنار آن مسلمانى ساختمانى كوتاهتر از آن بسازد و در نتيجه ساختمان ذمى بلندتر از ساختمان مسلمان باشد او را به اينكه خانه‌اش را خراب نموده برابر و همسطح خانه مسلمان كند ، محكوم نمىكنند و همچنين است اگر مسلمان خانه‌اى كوتاهتر از خانه ذمىاز ذمى ديگر خريده