مغازهى بازى ( دربازى ) سرقت كند ، قطع نمىشود اگرچه داخل شدن به آن بدون اذن مالك آن جايز نباشد .
مسأله 8 - از آنجايى كه در عرف مردم چيزها در حرز متفاوتند ( حرز چيزهاى متفاوت مختلف است ) ، بنابراين اگر جايى ، براى چيزى از چيزها حرز باشد آيا حرز هر چيز است - بنابراين اگر از جيب مالك ، دينارى به اصطبل بيفتد و دزد قفل اصطبل را بشكند و براى مثال براى سرقت اسب به آن داخل شود و دينار را ببيند و آن را سرقت نمايد در لزوم قطع ( چنين حرزى ) كفايت مىكند يا نه ؛ زيرا آن را از حرزش بيرون نياورده است ؟
شبيهتر به واقع و نظر نزديكتر به احتياط نظر دوم است . البته اگر مالك دينار خود را در اصطبل پنهان كند و دزدى آن را بيرون بياورد ( عضوش ) قطع مىشود .
مسأله 9 - ( عضو ) سارق آنچه كه در حرز نيست قطع نمىشود مانند دزدى در كاروانسراها و حمامها و خانههايى كه دربهاى آن به روى عموم يا گروهى ، باز است و مانند مساجد و مدرسهها و زيارتگاههاى مقدس و مؤسسههاى عمومىو خلاصه هر جايى كه براى عموم يا گروهى اذن داده شده است . و آيا رعايت ( نگهبانى ) مالك و مانند آن و مراقبت او براى مال حرز مىباشد ، بنابراين اگر چهارپايش در صحرا باشد و چوپان داشته باشد ، به سرقت آن ( عضو سارق ) قطع مىشود يا نه ؟ نظر قوىتر به واقع دومىاست و آيا ( عضو ) دزد پردهى كعبه قطع مىشود ؟ يك نظر ضعيف گفته است : بله ولى نظر قوىتر عدم قطع است و همچنين است دزد آنچه كه در زيارتگاههاى مقدس از حرم مطهر يا رواق و صحن است .
مسأله 10 - چنانچه از جيب شخصى دزدى شود و آنچه كه دزديده شده در حرز باشد مانند اينكه در جيبى باشد كه زير لباس است يا سر جيبش وسيلهاى مانند وسايل جديد ( مانند دكمه و زيپ ) باشد كه آن را در حرز قرار مىدهد ، ظاهراً قطع ثابت است و اگر در جيب كه باز و روى لباس باشد ، قطع نمىشود و اگر جيب در درون لباس رويى باشد ، ظاهراً قطع مىشود ، بنابراين معيار اين است كه معناى حرز بر آن صدق كند .
مسأله 11 - اشكالى در ثبوت قطع در ( دزديدن ) ميوههاى درخت كه چيده شده و در حرز قرار گرفتهاند ، نيست و نيز اشكالى در عدم قطع وجود ندارد هنگامىكه ميوهها بر روى درخت باشند ( و دزديده شوند ) در صورتى كه درختها در محل حرز نباشند ، و اما اگر درختها در حرز باشند ، مثل اينكه در باغ قفلشدهاى باشند ، آيا به سرقت ميوههاى آنها ( عضو سارق ) قطع مىشود يا نه ؟ نظر نزديكتر به احتياط عدم قطع است .
مسأله 12 - ( عضو ) دزدى كه در سال قحطى و گرسنگى بدزدد در صورتى كه مال دزديده شده خوردنى باشد ولو به صورت بالقوه مانند حبوبات و غيره ، و دزد مضطر به
مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 615
مساهمون: السيد الخميني
ص٦١٥