دختر باشد آن مرد زانى ، پدر پدر ، اجداد ، و برادران و عموهاى او نيز بر او حرام هستند .
مسأله 3 - وطى به شبهه ، جماعى است كه بى جا واقع شود . و علم به حرمت آن هم نداشته باشند و با اين اعتقاد كه اين كار حلال است انجام مىدهند مانند اينكه شخصى زن نامحرمى را جمع نمايد به اين تصور كه همسر اوست و راهى هم وجود ندارد كه بفهمد اين كار و اين زن حرام است ، اما در هر حال محل اشكال است . همچنين وطى شخص ديوانه ، و يا كسى كه در حالت خواب و بيدارى و يا در حالتى همچون جنون و بيهوشى ، با زن نامحرم وطى نمايد نيز به همين قسم ملحق است . ولى كسى كه به طور عمدى مسكرات نوشيد ، به همين خاطر عقلش از بين رفته است ، اگر وطى نمايد ، و طى او به اين قسم ملحق نيست .
رِضاع ( شيردادن )
محرميت به وسيله شير خوردن ، به چند شرط صورت مىپذيرد . اوّل آنكه : شيرزن از مقاربتى و تولّدى حاصل شده باشد كه سبب شرعى داشته باشد ؛ به اين معنا كه سبب آن نكاح يا مالك شدن كنيز باشد . و يا به طريقى غير از وطى آن نطفه در رحم زن قرار گرفته باشد و همچنين شير طفلى كه از وطى به شبهه به دنيا آمده است نيز به همين قسم ملحق است . پس اگر زنى بدون آنكه حامله شود و يا زائيده باشد ، شير از پستانش بجوشد ، آن شير حرمت آور نيست . همچنين اگر در جايى نكاح صورت گرفته ولى هنوز وطى انجام نشده باشد و آن شير بدهد . و يا اگر شير حاصل از متولد زنا باشد نيز حرمت آور نيست .
ظاهراً شير بايد بعد از وضع حمل حاصل شده باشد پس اگر بدون وضع حمل شير بجوشد حتى اگر زن حامله هم باشد ؛ بنابر اقوى آن شير محرميّت نمىآورد .
مسأله 1 - در حرمت رضاعى اين شرط نيست كه زن در حِباله و عقد صاحب شير باقى باشد . پس اگر يك شوهر زن را حامله كند و او را طلاق داده و يا از دنيا برود ، در اين حالت اگر زن بچه را به دنيا آورد در صورتى كه كودك ديگرى را هم شير دهد باعث محرميت مىگردد . حتى اگر در آن حالت دوباره شوهر كرده باشد و شوهر دوم هم با او جماع كرده باشد ولى از آن مرد دوم حامله نشده باشد . و يا اگر حامله شده هنوز شير شوهر اوّل قطع نشده است . و همچنان شير داشته باشد و زيادتر هم نشده باشد و اگر آن شير زيادتر شود در صورتى احتمال رود آن از شير ، شوهر اوّل است باز هم محرميت مىآورد .
شرط دوم اين است كه شير به طور مستقيم از خود پستان مكيده شود ، پس اگر زن پستان