نمايد ، و يا حقى را كه بر ذمهء كفيل داشت ببخشد ، در آن صورت ذمّهء كفيل مبرى مىشود .
مسأله 11 - اگر مكفول له حقى كه به ذمهء مكفول دارد به او انتقال دهد به صورت بيع يا صلح و يا حواله و غيره كفالت باطل مىگردد .
مسأله 12 - اگر كفيل و يا مكفول فوت نمايند ، كفالت باطل مىشود ، امّا بر عكس اگر مكفول فوت نمايد حقش به وارث او انتقال پيدا مىكند و كفالت باطل نمىشود .
مسأله 13 - اگر كسى به صورت اجبار و قهرى كسى را از دست طلبكارش فرارى دهد ، ضامن احضار اوست و اگر آنچه كه بر ذمهء اوست را ادا نمايد ضمانتش ساقط مىشود ، اين در مورد بدهى مالى بود ، امّا در حقوقى مانند قصاص بايست او را احضار نمايد و ضامن آن است و اگر متضرر از اين كار است محل اشكال است . اگر قاتلى را از دست ولى دم فرارى دهد ، ضامن احضار قاتل است و اگر از احضار او متعذر و ناتوان است و مانند آن ، ديهاى از او گرفته مىشود . اين در مورد قتل عمد بوده امّا در جنايتى كه موجب ديه است بعيد نيست كه حكم دين نيز بر او جارى شود و ضامن احضار اوست و اگر ديه را داد ، ضمان او ساقط مىشود .
مسأله 14 - ترامى در كفالت جايز است به اين صورت كه اين كفيل ديگرى و ديگرى كفيل ديگرى شود و همانند آن ، چون كفالتهاى بعدى فرع كفالت اوّلى است و هر لاحق فرع سابق است پس اگر مكفول در كفيل اوّل را برىالذمه ساخت و يا يكى از آن دو ( كفيل يا مكفول ) از دنيا رفتند و يا اينكه كفيل اوّل مكفول را حاضر كرد ، همهء آنها برىالذمه مىشوند ، و اگر مكفول يكى از كفيلهاى وسط را برىالذمه كرد آنهايى كه بعد از او هستند همه برىالذمه مىشوند و آنهايى كه قبل از او هستند برى نمىشوند ، اين حكم در صورتى كه كفيل وسط از دنيا رفت نيز صادق است .
مسأله 15 - كفيل شدن كراهت دارد . چون از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمودند « كفيل شدن خسارت است و غرامت و ندامت » .
مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 223
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٢٣