تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
بدهد . همچنين هر عمل ديگرى كه موجب كفاره است . مانند قتل خطايى و شكستن روزه و يا روزه‌خوارى در ماه رمضان - آيا در مورد روزه اگر متمكن شود آيا مانند ساير مردم متخير در گرفتن روزه و پرداخت كفاره است ؟ دو وجه وجود دارد ، احتياط نظر اوّل است . بله اگر متمكن از روزه نباشد آن دو كفّاره ديگر هم متعيّن مىشود ، مانند مواردى كه كفاره‌ّاش فقط مالى است مانند همه و يا بيشتر از كفّار است . مسأله 7 - اگر حق قصاصى براى سفيه به وجود آيد مىتواند او را عفو نمايد امّا در مورد ديه و ارش جنايت نمىتواند . مسأله 8 - اگر ولى سفيه از معامله‌اى كه او انجام داده مطلع شود و مصلحت او را در آن نبيند كه آن را اجازه نمايد در صورتى كه كارى جز مجرد عقد صورت نگرفته است آن را لغو مىنمايد ، و اگر تسليم و تسلم مال و عوضين صورت گرفته باشد آنچه كه داده به طرف ديگر مسترد مىدارد و حفظ مىشود و آنچه كه از او دريافت داشته اگر موجود باشد به مالكش پس مىدهد و اگر تلف شده باشد در صورتى كه سفيه ضامن است كه بدون اذن مالك آن را قبض نموده باشد پس بايد مثل و يا قيمت آن را به او بدهد ، امّا اگر با اذن مالك آن را قبض كرده باشد در اين صورت ضامن تلف مالى نيست ، بلكه بعيد نيست اتلاف را ضامن باشد . همچنين اقوى اين است كه اگر مالك جاهل به حال سفاهت او بوده است و يا اگر هم بوده در خصوص حكم ضمان او عالم نبوده است ، همچنان سفيه ضامن باشد به خصوص اگر تلف به دست او بوده باشد . همچنين اگر سفيه مالى را قرض نموده و تلف نمايد . مسأله 9 - اگر شخصى امانتى را نزد سفيه قرار دهد و او آن را تلف نمايد بنا بر اقوى سفيه ضامن است حتى اگر مودع علم به حال او داشته و يا توانسته باشد اگر امانت خودش تلف شود در اين صورت زمانى ضامن است كه در حفظ آن كوتاهى كرده باشد . مسأله 10 - تا زمانى كه رشد سفيه احراز نشده است اموالش را به او تسليم نمىكنند . و اگر ترديد در حال وى وجود دارد بايد او را براى مدّتى قابل توجّه امتحان نمايند ، و برخى از امور مانند فروختن - خريدن ، اجاره و . . . كه مناسب اوست را انجام دهد . و رتق و فتق برخى از كارها مانند انجام انفاق براى خود و يا ولى او و مانند اين كارهايى كه برخى از كودكان هم سن و سال او انجام مىدهند و در دخترانى كه سفيه‌اند برخى از كارهايى كه مناسب حال زنان است از اداره‌ى امور خانه و معاملات بين زنان از اجاره گرفته يا استجار خياطى يا رسيدن و بافتن و مانند آن . پس اگر رشد را در او ملاحظه كرده و ديد كه در معاملات زيركى به خرج مىدهد و خود را از غبن محافظت مىنمايد و مال را از تضييع حفظ كرده و در موضع مناسبى كه جاى آن را دارد و سيرهء عقلا بر آن جريان دارد