مسأله 11 - بر وى جايز است كه پسر صغير را به كسى بسپارد كه به او صنعت بياموزد يا به كسى كه به او خواندن و نوشتن و حساب و علوم عربى و مانند آن و علوم دينى و دنيايى بياموزد . و لازم است بر او كه او را از آنچه اخلاق او را فاسد مىكند مصون نگه دارد تا چه رسد به اينكه به ضرر عقايد او باشد .
مسأله 12 - بر ولى يتيم جايز است كه خرج لباس و غذاى يتيم را از خرج خود خارج كند و آنها را از مال خود يتيم تهيه نمايد . و جايز است كه او را در خوردنىها با عائله و خانوادهء خود هم خرج سازد و او را از افراد خانوادهء خود به حساب آورده و هر آنچه كه خرج مىكند بر تعداد آنها تقسيم نمايد . امّا در لباس خرج او را از خانوادهاش جدا سازد در مورد ايتام متعدد هم همين حكم است . بنابراين اگر كسى عهدهدار چند يتيم است مىتواند خرج آنها را از هم جدا سازد و مىتواند آنها را در خوردنىها هم خرج سازد .
مسأله 13 - اگر صغير مالى را از ديگرى طلب داشته باشد بر ولى جايز است كه برخى از آن را با رعايت مصلحت مولّىعليه خود ، مصالحه نمايد . اما آنچه كه از مال باقى مىماند بر متصالح حلال نمىشود و ولى هم حق ندارد آن را اسقاط نمايد .
مسأله 14 - در مجموع آنچه كه ذكر شد حال مجنون هم مانند صغير است . بله اگر شخص بعد از رسيدن به بلوغ ديوانه شود بنا بر اقرب ولايت او با حاكم است بدون پدر و جد پدرى و يا وصّى آن دو ، لكن سزاوارتر اين است كه حاكم احتياط نمايد و با توافق آن دو عمل نمايد .
مسأله 15 - در نفقه دادن ولى بايد اقتصادى عمل نموده نه اسراف كند و نه تفريط و بايد سر اين كار ملاحظهء حال همنوعان او نيز شود . خوراك و پوشاك او را در حد شأن صغير فراهم آورد .
مسأله 16 - اگر ولى صغير مدعى باشد كه صغير را به حد و اندازهاى كه لازم بوده خرج دادهام و به حيوانات و اموالش رسيدگى كردم ولى صغير بعد از بلوغ منكر اصل انفاق شود و يا كيفيت آن را قبول نداشته باشد . پس گفتههاى ولى با قسم پذيرفته مىشود و كودك بايد شاهد بياورد .
سفاهت
سفيه كسى است كه در او حالتى كه بتواند مال را حفظ نمايد و به آن رسيدگى نمايد وجود ندارد . آن را در غير لازم صرف مىكند و در جايى كه محل آن نيست تلف مىنمايد و معاملاتش بر پايهء كياست و زيركى و دورى از غبن نيست و از اينكه بر سر او كلاه