نشود اجرتالمثل آن بر او واجب است و در صورتى كه تصرفات او همانند بيع و اجاره ناقل باشد معاملهاش فضولى است ، پس اگر راهن اجاره كرده و صحيح است و اجرت اجاره و ثمن بيع ، مال راهن است . اگر آن را فروخته باشد ، ثمن آن رهن مىشود و هيچكدام نمىتوانند در آن تصرف نمايند مگر به اذن ديگرى ، در صورتى كه اجاره داده باشد ، عين مال رهن باقى مىماند ، در صورتى كه راهن اجازه ندهد معامله مرتهن فاسد مىشود .
مسأله 21 - منافع رهن مانند سكونت در خانه ، سوارى به حيوان همچنين منافع منفصلهء آن مانند حمل و بچهء حيوان و شير و مو ، پشم و كرك همهء آنها متعلق به راهن است چه منافعى كه در حال رهن گذاشتن موجود است و چه منافعى كه بعد از آن موجود مىگردد .
و از منافع رهن تنها نمائات متصلهء آن ، مانند خود آن رهن مىشود ، و همچنين هر چيزى كه به حسب عرف هر محل تابع رهن شمرده شود آن چنان كه متعارف باشد كه دخول در رهن احتياج به شرط نداشته باشد .
مسأله 22 - اگر درخت را با ميوه و يا فقط ميوه را به صورت جدا رهن قرار دهند صحيح است . حال اگر دين مؤجل باشد قبل از فرا رسيدن مدّت آن ميوهها برسد اگر ميوه را بتوان با خشكاندن نگهدارى نمود ، مرتهن آنها را مىخشكاند و آن را رهن قرار مىدهد و اگر ميوههاى خشك شده قيمت نداشته باشد و يا نتوان آن را خشكاند ، آنها مىفروشند و بهاى آن را رهن قرار مىدهند ، البته اين در صورتى است كه در حين عقد رهن شرط شده باشد و يا از قرائن موجود چنين فهميده شود كه منظور از رهن ميوهها ماليّت و قيمت آنهاست نه خود آنها .
مسأله 23 - اگر دين حال باشد و يا اينكه مدّت آن سرآمده باشد و مرتهن بخواهد كه حق خود را استيفاء نمايد پس اگر او از طرف راهن وكيل در فروش رهن باشد ، رهن را مىفروشد و دين خود را از اين طريق استيفاء مىنمايد ولى اگر وكيل نيست نمىتواند بدون مراجعه به راهن آن را بفروشد . بايد اوّل طلب خود را مطالبه نمايد يا دين خود را بدهد و يا عين مرهونه را بفروشد يا او را وكيل در فروش آن نمايد در صورتى كه حاضر به اين كارها نشد به حاكم رجوع مىكند تا او را الزام نمايد و اگر حاكم هم نتوانست او را اجبار نمايد در اين صورت يا خود حاكم و يا وكيل او مال را مىفروشد . در صورتى هم كه به خاطر اينكه حاكم دستش باز نبود نتوانست اين كار را انجام دهد خود مرتهن از حاكم اجازهء فروش مىگيرد و عين مرهونه را مىفروشد . در صورتى هم كه دسترسى به حاكم ميّسر نبود و گرفتن اجازه از او هم ممكن نيست در اين صورت ، خود مرتهن مال را مىفروشد و طلب خود را استيفاء مىنمايد در صورتى كه قيمت آن برابر با طلب بود
مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 197
مساهمون: السيد الخميني
ص١٩٧