بخشى از عهدنامهء مالك اشتر
ولْيَكُنْ في خاصَّةِ ما تُخْلِصُ لِلّهِ بهِ دينَكَ ، إقامَةُ فَرائِضِهِ الّتي هِي لَهُ خاصَّة فَأعطِ اللّهَ مِنْ بَدَنِكَ في لَيْلِكَ وَنَهارِكَ وَوَفِّ ما تَقرَّبْتَ بِهِ إلى اللّهِ مِنْ ذلِكَ كامِلًا غَيرَ مَثْلومٍ ولا مَنْقُوص ، بالغاً مِنْ بَدَنِكَ ما بَلَغَ وَإذا قُمْتَ في صَلاتِكَ لِلنَّاسِ فَلا تَكُونَنَّ مُنَفِّراً وَلا مُضيِّعاً ، فإنَّ في النَّاسِ مَنْ بِهِ العِلَّةُ وَلَهُ الحاجَةُ . قَدْ سَألتُ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله حينَ وَجَّهَني إلى اليمنِ كَيْفَ اصلّي بِهِم ؟ فَقالَ : صَلِّ بِهِمْ كَصَلاةٍ أضْعَفِهِمْ وَكُنْ بِالمُؤْمِنينَ رَحيماً ؛
. . . [ و براى هر روز ، كار همان روز را انجام ده ؛ چرا كه كار هر روز ، مخصوص همان روز است و براى ارتباط ميان خود و خدا ، بهترين اين وقتها و بيشترين اين قسمتها را براى خود قرار ده ؛ گر چه همهء آنها اگر نيت پاك و زيردستان از آن در آسايش باشند ، براى خدا است ] « 1 » و بايد برپايى واجباتى كه براى خداوند است ، از كارهاى ويژهاى باشد كه با آن دينت را براى خدا خالص مىكنى .
پس در شب و روز ، بدن خود را براى [ عبادت ] خدا قرار بده و آن [ عملى ] را كه به وسيلهء آن به خدا نزديك مىشوى ، كامل كن ؛ كاملى كه شكاف و نقصانى در آن نباشد و هرگاه در نمازت براى مردم [ به جماعت ] ايستادى ، نه بيزار كننده
هامش
( 1 ) . از عهدنامه حضرت به مالك اشتر ، هنگامى كه حضرتش او را به مصر فرستاد كه در نسخهخطى فقط اين قسمت وجود دارد . ( پىنوشت مصحح ) .