تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
امواج دريا آن را به ساحل افكنده و قسمتى از بدنهء آن به گل فرو رفته بود ، در داخل قايق چند جسد مرده مشاهده كرديم كه پوسيده و متلاشى شده بودند اجساد مردگان را به دريا افكنديم آنگاه قايق را تميز نموده با گل جزيره كه مانند سريشم چسبنده بود آن را تعمير و اصلاح كرديم . سپس از چوب درختان و الياف نخل و برگ نارگيل دكل و طناب و شراع براى قايق فراهم نموديم . پس از آماده شدن قايق درون آن را از آب شيرين و نارگيل و ميوه‌هاى ديگر مملو ساختيم آنگاه به وسيلهء چند نفر از همراهان كه به امر قايق‌رانى آشنا بودند قايق را به راه انداختيم . پس از پانزده روز دريانوردى و تحمل مصائب بىشمار به يكى از قراء صنف رسيديم از آنجا نيز به راه خود ادامه داده وارد صنف شديم . اهالى شهر از آمدن ما باخبر شدند مقدارى توشهء راه براى ما آماده ساختند و ما هر كدام به قصد شهرى حركت كرديم ، من نيز به بصره مراجعت نمودم . غيبت اين مرد از بصره چهل سال به طول انجاميده بود ، اكثر خويشاوندان و اقوام او درگذشته بودند . از پدرش پسرى باقىمانده بود كه برادرى او را انكار كرد اموال او را هم - پس از آنكه از بصره رفت و مدتها خبرى از او نرسيد - تقسيم كرده بودند در حالى كه او وضع خوبى داشت اما به دارائى خود به هيچوجه دست نيافت تا بدرود حيات گفت .

[ داستان شمارهء ] : 136

يكى از دريانوردان داستان خود را براى من چنين حكايت كرد : در يك زورق كوچكى از سريره به چين مىرفتيم چون مقدار پنجاه زام
عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى ) — صفحة 153 | بزرگ بن شهريار الرامهرمزي / محمد ملك زاده