فرمانروايى مكه را برعهده گرفت و كارهاى نيكويى در راستاى عدل و داد و نيز كوتاه كردن دست مفسدان ، انجام داد . « 1 » محمد بن هلال صابى مىگويد : در صفر سال چهارصد و پنجاه و شش ، كسى از حج بازگشت و خبر ورود صليحى به مكه در ششم ذىالحجه را اعلام كرد و از كارهاى نيك و گستراندن عدل و داد در آن جا خبر داد . حجاج در آن سال به دليل حضور پرابهت وى و سياستى كه به كار برده بود در امنيت كامل و بىسابقهاى به سر مىبردند ، به طورى كه روز شب عمره به جا مىآوردند و كسى به اموالشان كارى نداشت و مركب آنان محفوظ بود . صليحى ، مواد غذايى فراوان با خود آورد و قيمتها پايين آمد و همه شكرگزار او بودند . وى تا روز عاشورا ، به روايتى تا ربيعالاول در مكه باقى ماند . وى آن چه را كه پيش از اين در بارهء واگذارى امارت مكه به محمد بن ابوهاشم گفته شد ، باز گفته است .
در سال چهارصد و شصت و دو ، بار ديگر در مكه ، خطبه به نام عباسىها ، يعنى سلطان البارسلان سلجوقى و قائم ( خليفه عباسى ) خوانده شد . بنا به گفتهء چندين نفر از اهل اخبار از جمله ابناثير ، خواننده خطبه محمد بن ابوهاشم امير مكه بوده است . ابناثير در اخبار مربوط به سال چهارصد و شصت و دو ، مىگويد : در اين سال فرستادهء حاكم مكه محمد بن ابوهاشم به همراه فرزندش به حضور سلطان البارسلان رسيد و اين خبر را كه مكه به نام قائم مقام خليفه و سلطان الب ارسلان خوانده شده و نام علوى حاكم مصر « 2 » ، از آن حذف شده است ، و « حى على خيرالعمل » را از اذان برداشتهاند ، به اطلاع سلطان رسانيد . سلطان نيز سىهزار دينار و خلعتهاى گرانبها به او داد و ساليانه دههزار دينار برايش مقرر كرد و افزود : اگر مهنا امير مدينه نيز چنين كند ، بيست هزار دينار و ساليانه پنجهزار دينار به او خواهم داد . « 3 » اما ابنكثير معتقد است كه پيش از اين تاريخ ، خطبه به نام عباسىها خوانده شده
هامش
( 1 ) . المنتظم ، ج 8 ، ص 232 . الكامل ، ج 10 ، ص 30 .
( 2 ) . يعنى مستنصر فاطمى ( 487 - 437 ه ) .
( 3 ) . الكامل ، ج 10 ، ص 61 .