تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
داد و بدين ترتيب ، صفوان اطمينان يافت ، و همراه عمير [ به مكه ] آمد و در مسجدالحرام به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد . چنين رفت و آمدهايى نمىتواند در يك روز يا نصف روز انجام گرفته باشد حال آن كه طبق خبرى كه فاكهى نقل كرده و بر فرض صحت حضور صفوان در حجر [ ابراهيم عليه السلام ] به هنگام شنيدن اذان بلال بر فراز كعبه ، مستلزم آن است كه رفت و آمد عمير نزد صفوان ، طى يك نيمه روز ، انجام گرفته باشد . زيرا صفوان آن چه را كه گفت پس از شنيدن صداى اذان - يعنى اذان ظهر از سوى بلال بر فراز كعبه - گفته بود . ازرقى نيز خبر اذان گفتن بلال بر فراز كعبه در روز فتح مكه را باز گفته است كه در آن مطالبى مخالف با روايت فاكهى آمده است ، در اين خبر همچنين مطالبى مغاير با آن چه ابن‌هشام در اين باره كه عتاب بن اسيد مطلبى در مورد اذان بلال گفته ، آمده است . در اين خبر مطلبى در تأييد گفته ابن‌هشام در اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله به سراغ ابوسفيان و همراهانش آمد و از گفته‌هايشان در باره اذان بلال سخن گفت آمده است كه البته با گفته فاكهى در اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله ايشان را به صفا فراخواند و در آن جا سخنانشان را باز گفت ، مغايرت دارد . ازرقى درباره اذان گفتن بلال مطالبى به جز روايت فاكهى آورده است : جدم به نقل از محمد بن ادريس شافعى از واقدى از اساتيد خود مىگويد : به هنگام ظهر رسول‌خدا صلى الله عليه و آله به بلال دستور داد تا اذان ظهر را بر فراز كعبه ، بگويد ؛ قريش همگى به بالاى كوه‌ها رفته و چهره‌هايشان [ از ترس ] زرد شده و از ترس جان ، پنهان شده بودند و عده‌اى از آنها ، درخواست امان مىكردند و برخى نيز امان گرفته بودند ؛ بلال به اذان گفتن ايستاد و وقتى به « اشهد أن محمداً رسول اللَّه » رسيد صدايش را تا آن جا كه توانست بلند كرد . جويره دختر ابوجهل گفت : به جانم سوگند كه براى تو صدايش را بلند كرد . در مورد نماز ، ما نماز خواهيم خواند ولى به خدا قسم دوست نداريم كه هرگز كشتن عزيزانمان را شاهد باشيم . نبوّتى كه براى محمد آمد ، براى پدرم آمده بود ولى پدرم آن را رد كرد و نپذيرفت و نمىخواست قومش ، دچار اختلاف گردند . و خالد بن اسيد گفت : سپاس
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 244 | محمد مقدس / محمد بن أحمد الفاسي المكي