اعراب از لشگريان بُخْت نصَّر « 1 » « 2 » نخوردند و ما به اين موضوع در ضمن بيان اخبار خاندان اسماعيل عليه السلام اشاره خواهيم كرد .
اين خود نشان از رحمت خداوندى نسبت به جرهمىها دارد . فاكهى همچنين خبرى نقل كرده حاكى از اينكه وقتى جرهمىها به هلاكت رسيدند ، تنى چند از ايشان جان سالم به در بردند . متن خبر چنين است :
زبير بن به كار از عمربن ابوبكر موصلى از زكريا بن عيسى از ابنشهاب نقل كرده كه گفت :
جرهمىها به هلاكت رسيدند و جز شاخهاى از خاندان ملكان - كه اندك بودند - و نيز گروهى از خاندان ( جون ) ، كسى از ايشان باقى نماند .
فاكهى از عمرو بن حارثِ پيش گفته شعرى آورده كه در آن خاندان بكر وغبشان را زمانى كه آماده نبرد با جرهمىها شدند ، پند واندرز مىدهد و جنگيدن در حرم ( مكه ) را نكوهش مىكند و آنان را از هلاكت - در صورت چنين كارى - بر حذر مىدارد . اولين بيت اين اشعار چنين است :
نعوذ بربّ الناس من كلّ ظالم * بغى من بنى كعب الملوك و جُرْهُم
و نيز شعرى از او دربارهء بكر وغبشان - زمانى كه از مكه بيرون رانده شدند - ذكر كرده است كه با اين بيت شروع مىشود :
لقد نهضتْ بكرُ وغبشانُ كلّها * تُريد تُسامى جُرْهُماً فى فِعالها
فاكهى همچنين خبرى را نقل كرده كه از نظر طول عمرى كه براى عمرو در نظر
هامش
( 1 ) - بخت نصر پادشاه فارس بود كه قدم به شام گذارد و بيت المقدس را فتح كرد و بنى اسراييل را بهاسارت گرفت .
مسعودى مىگويد : عوام او را بخت ناصر مىنامند . ر . ك : مروج الذهب ، ج 1 ، ص 228 .
( 2 ) * - همان نبوكه نصر ، بُخْتِ نرْسى عالىترينِ لقب بابِلى كه به دو پادشاه بزرگ بابِل داده شده و ايرانى شده اين نام بخت نرسى يا بختنوشه است و توضيحات پاورقى اين صفحه به نظر درست نمىآيد .