آمده كه دروغگو است . « 1 » روايت شده كه اين كوه به پيامبر صلى الله عليه و آله گفته است : به سوى من آى اى محمد كه پيش از تو هفتاد پيامبر را جاى دادهام . اين غار در اين كوه معروف است و گذشتگان به آيندگان دربارهء فضيلت آن سخن مىگويد و به زيارتش مىآيند .
ابنجبير در سفرنامهء خود يادآور شده است كه طول غار ، هيجده وجب و طول دهانهء تنگ آن پنج وجب و گنجايش و ارتفاع آن نسبت به كف ، يك وجب در وسط و دو سوم وجب در دو طرف است و راه ورودى آن از وسط آن است . پهناى درِ دوم و گشادترِ آن ، پنج وجب است . درِ آن را در زمان ما گذاشتهاند ؛ زيرا برخى مردم به درون آن رفته ، آن را آلودهاند . سنگها را از برابر آن تراشيدهاند تا كمى گشادتر شود . اين كار را در سال هشتصد يا كمى قبل يا بعد از آن انجام دادند . ابنجبير يادآور شده است كه بيشتر مردم به دليل دشوارىِ ورود ، از وارد شدن به آن از دهانهء تنگ آن خوددارى مىكنند . « 2 » و چون گفته مىشود هركس وارد آن نگردد حلال زاده نيست ، ( از دهانه گشادتر وارد مىشوند ) و برخى مردم نيز مىگويند هيچ كس از كوه ابوثور بالا نمىرود ، مگر آن كه برشته شود .
ابنجبير يادآور شده كه اين كوه در سه ميلى مكه واقع است . ابنالحاج نيز در منسك خود همين را مىگويد و بنا به نقل قول محبّ طبرى از وى ، آن را ابوثور ناميده است . محبّ مىگويد : و آنچه معروف و مشهور است « ثور » است . بكرى نيز آن را ابوثور مىنامد و مىگويد : در فاصلهء دو ميلى مكه است و حدود يك ميل ارتفاع دارد و در بالاى آن غارى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله به همراه ابوبكر وارد آن گرديد و همانى است كه در قرآن كريم ياد شده است و از بالاى اين كوه ، مىتوان دريا را ديد و در اين كوه ، درختى وجود دارد كه هركس ( شاخهاى ) از آن با خود همراه داشته باشد ، هيچ جانور زهرآگينى
هامش
( 1 ) - نك : « الجرح والتعديل ، ج 8 ، ص 162 ، شمارهء 717 ؛ « التاريخ لابن معين » ، ج 2 ، ص 696 ، شمارهء 1608 ؛ « ميزان الإعتدال » ج 4 ، ص 223 ، شمارهء 8928 ؛ « لسانالميزان » ج 6 ، ص 130 ، شمارهء 451 ؛ « المغنى فى الضعفاء » ج 2 ، ص 687 ، شمارهء 6529
( 2 ) - رحلة ابنجبير ، ص 94