قرار دارد .
بايد گفت : واقعيت ، خلاف سخن بكرى در مورد فاصله حِرا تا مكه را ثابت مىكند ، و نيز درستى گفتهء ابنجبير و صاحب « مطالع » در اندازهء اين فاصله ، گفتهء البكرى را رد مىكند . ابنعطيه در تفسير اين آيه از كلام خداوند متعال :
وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكاءً وَ تَصْدِيَةً . . .
« 1 » مىگويد : ديدم كه برخى اعرابِ قوى ، بر صفا صفير مىكشيدند و صداى آن در حِرا شنيده مىشد و ميان آنها چهار ميل فاصله است و اين روايت سوّم در بيان فاصلهء حِرا تا مكه است .
خطابى يادآور شده است كه اهل حديث در تلفّظ نام حِرا ، مرتكب خطاهايى مىشوند .
حرف اول و دوم در حرا مفتوح و الف آخر آن كشيده ( ممدود ) است . در زمان جاهليت نيز مردم اين كوه را مورد احترام و ارج قرار مىدادند ؛ از جمله ابوطالب عموى پيامبر صلى الله عليه و آله دربارهء آن سروده است :
و ثور و من أرسى ثبيراً مكانه * وراق ليرقى في حرا ونازل
مسلمانان نيز در اشعار خود ، نام آن را آوردهاند .
* كوه ثور : اين كوه در پايين مكه واقع است كه فضيلت آن به خاطر پنهان شدن پيامبر صلى الله عليه و آله و ابوبكر در راه هجرت از مكه به مدينه در غار مشهورى است كه در آن قرار دارد . اين همان غارى است كه خداوند متعال در اين آيه از آن ياد كرده است
ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ
« 2 » در فضيلت اين كوه در روايتى كه ابوهريره نقل كرده ، آمده است :
ابوبكر به فرزندش گفت : فرزندم ! اگر در ميان مردم اتفاقى افتاد ، در همان غارى پنهان شو كه من پنهان شدم ( مطمئن باش ) كه روزى و رزق تو ، صبح و شام خواهد رسيد . اين حديث را البزّار در مسند خود آورده است . گو اينكه در سلسله سند آن ، موسىبن مطير
هامش
( 1 ) - انفال : 35 ، « و دعايشان در نزد خانهء كعبه ، جز صفير كشيدن و دست زدن هيچ نبود . »
( 2 ) - توبه : 40