تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
محمدبن سراقهء فقيه در كتاب خود « دلائل القبله » چنين نامى بر آن نهاده بود . او گفته است : ميان ركن يمانى و باب المسدود ، در پشت كعبه ، چهار ذرع فاصله است كه آنجا را « المستجار من‌الذنوب » : ( آمرزش‌گاه گناهان ) مىنامند به آن متعوَّذ هم مىگويند و بنا بر آنچه از ابن‌زبير نقل شده ، آن را « ملتزم » نيز مىنامند . و در « مجاب الدعوهء » ابن ابىالدنيا ، به نقل از شعبى روايت شده كه عبداللَّه‌بن زبير و برادرش مُصْعَب و عبدالملك‌بن مروان و عبداللَّه‌بن عمربن خطّاب در اين مكان دعا كردند و شعبى هنوز از دنيا نرفته بود كه ديد دعاى همهء آنان مستجاب شد و به خواسته‌هاى خود رسيدند . به عبداللَّه بن عمر مژده بهشت داده شد و بهشت برايش مسلم گشت و براى همين نيز دعا كرده بود . گروهى از بزرگان و سلف صالح ؛ از جمله عمر بن عبدالعزيز و قاسم‌بن محمد در همين جا به دعا ايستادند .

حطيم

دربارهء حطيم و دليل نامگذارىاش به اين اسم اختلاف است ؛ گفته مىشود حطيم در ميان حجرالأسود و مقام ابراهيم و زمزم و حجر اسماعيل است ؛ اين برداشتى است كه از سخن ازرقى به نقل از ابن‌جُرَيج « 1 » مىتوان كرد . در كتاب‌هاى حنفىها ، حطيم همان جايى است كه ناودان قرار دارد و از ابن‌عباس روايت است كه گفت : حطيم همان ديوار است . محبّ طبرى مىگويد ؛ يعنى كه ديوار سنگ كعبه است . و نيز گفته شده كه حطيم همان شاذروان است و به اين دليل به اين نام خوانده شده كه كعبه برداشته شد ، ولى حطيم همچنان بر زمين و فروخورده باقى ماند كه در اين صورت بر وزن فعيل به معناى مفعول آمده است . همچنين گفته‌اند به اين دليل كه اعراب به هنگام طواف لباسهايشان را در آن مىانداختند و آنجا مىماند تا كهنه و مندرس مىشد ، اين‌جا حطيم بر وزن فعيل ، به معناى
هامش
( 1 ) - اخبار مكه ، ج 2 ، ص 23