بلژيك ، كمكهاى خود به مدارس كاتولى را كاهش داد و اين امر اكثريت مردم - كه البته همگى شاگردان همان مدارس هستند - را برانگيخت و بيش از يكصدهزار كاتوليك از جمله نخست وزير سابق در اعتراض به اين اقدام ، به خيابانها ريختند .
من روزهاى متمادى به اينگونه اخبارى كه افكار عمومى جهان را بهخود مشغول داشت و از آن ميان به نيروى دين و موقعيت مردان دينى به عنوان اساتيد اين نسل ، به تأمل پرداختم و مقايسهاى ميان پيوند دين و زندگى آنها از يك سو و وضعيتى كه ما در آن بهسر مىبريم از سوى ديگر ، بهعمل آوردم .
از آن زمان كه علماى دينى از علوم زندگى فاصله گرفتند ، علم و دانش راه خود را بر كنار از دين و بىتوجه به آن ادامه داد و جوانان نيز به اين نتيجه رسيدند كه علم چيزى و دانش چيز ديگرى است ؛ آنها با تمام توان و خرد خود به دانش روى آوردند و با تمام وجود ، دين را بهكنارى نهادند ، چنانكه هماينك در برابر دانشمندانى قرار داريم كه همه چيز طبيعت را در جهت برانگيختن شهوتها و گسترش فضاى پلشتى و رذالت بهكارگرفتند . اينك نيز شبانهروز و پنهان و آشكار مشغول فعاليتاند تا اتم را آزاد سازند ؛ براى آنها مهم نيست كه اين اتم ، يك قاره را بهكلى نابود و ويران سازد ؛ آنها براى ساخت موشكهايى كه به فضا شلى مىشوند و با پرتوهاى كشندهء خود ميليونها نفر را بههلاكت مىرسانند ، گوى سبقت از هم مىربايند و برايشان مهم نيست كه براى تمام بشريت رنج و بدبختى به ارمغان آورند .
دانش ، سلاح نيرومند و خطرناكى است كه اگر به دست مردان با فضيلت افتد مردم از آن سود مىبرند و از بركات آن بهرهمند مىگردند و ديدگان مردمان را بدان روشن مىسازند و عظمت و بزرگى آفريدگار را به آفريدگان مىنمايانند ، ولى چنانچه در اختيار سفيهان و ابلهان قرار گيرد ، بسيارى را دچار زحمت و رنج مىكنند و زيانها مىرسانند و بشريت را به مرزهاى خطرناكى مىكشانند . از گذشتههاى دور ، علما به اين حقيقت پى برده بودند و به همين دليل ، پاى بند قواعد و اصولى بودند كه در طول دورانهاى متمادى از آن روى برنتافتند و بقاى دانش در اختيار اهل فضيلت را تضمين كردند و بشريت را از همه شرها و بدبختىها در امان نگاه داشتند ؛ كاهنان بابل و موبدان فارس از بيم اينكه مبادا مردم دچار آزار و رنج شوند ، هرگز رازهاى دانش خود
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 97
مساهمون: خسرو شاهى
ص٩٧