حكام ، با كاهنان و مردان روحانى درمىآميختند يا در ميان آنان نفوذ مىكردند تا به نام دين ، برجانها چيره شوند و آنانرا در عرصههاى گوناگون به خدمت خود گيرند .
پادشاهان به هنگامى كه رداى قدسيت به تن مىكردند يا رياست اديان را برعهده مىگرفتند بهدنبال تسخير دين به سود خويش بودند ؛ در اين راه برخى از ايشان چنان راه افراط پيمودند كه همچون كنستانتين در آن واحد از دو دين متضاد بهره مىگرفتند . نامبرده هم كاهن اعظم ديانت بت پرستانهء رايج در زمان خود بود و هم حامى و پشتيبان مسيحيت و ناشر انديشههاى اين آيين و بنيانگذار قسطنطنيه - مركز كليساى روم شرقى - بهشمار مىرفت .
ولى دين به رغم كينتوزى دشمنان و سوءاستفاده كنندگان درهر زمان ، از نفوذ نيرومند ، سلطه گسترده و چيرگى بر دلها برخوردار بود ؛ مهمترين دليل آن نيز از اين قرار بود كه علم و دانش همواره در اختيار آن و تقريبا در انحصار عالمان دين و روحانيان بود .
ما در پى آن نيستيم كه بيش از اين گذشته را كندوكاو كنيم و مثلًا آثار كاهنان سومر - باستانىترين اديان - يا كاهنان بابل ، يا شگفتىهاى دانش كاهنان مصرى يا اسرار موبدان فارس را براى خواننده بازگوييم ؛ تنها كافى است خاطرنشان سازيم كه علم و دانش در اختيار كليساى مسيحيت بود و اسلام براى دانش قدرتى چون دين قائل شد و همهء درسها با نام خدا و پناه بردن به خدا از شر شيطان رجيم ، آغاز مىگرديد و داوطلبان دروس دينى ، فلسفه و رياضيات و نجوم و طب و شيمى مىخواندند و مراكز دينى ، مدارس علوم زندگى نيز بودند و علماى دينى اساتيد اين علوم بهشمار مىرفتند .
ولى امروزه ، مراكز دينى اسلامى ما ، كلًا علوم زندگى ( جديد ) را كنار گذاردهاند همچنانكه غرب مسيحى نيز تا حدود زيادى از آن وضعى كه داشت ، منحرف گرديد ، هرچند مدارس دينى در برخى كشورهاى مسيحى نقش بسزايى در گرايش ديندارى جوانان ايفا مىكنند ؛ دليل آن نيز مطالبى است كه بهتازگى در روزنامهها و با عنوان برجسته و هيجانانگيزى چون : بلژيك در آستانهء جنگ داخلى دربارهء آنچه در كشور پيشرفته بلژيك اتفاق افتاد ، منتشر گرديده است ؛ خلاصه خبر از اين قرار بود كه دولت
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: خسرو شاهى
ص٩٦