با اين استعمار صليبى و صهيونيستى ، سرزمينهاى ما مورد يورش و تجاوز قرار گرفته است . . .
وجود ما با تفرقهاى كه در صفوف ما وجود دارد مورد يورش قرار گرفته و پاره پاره شدهايم . اينك بيش از هر زمان ديگرى نياز به آن داريم كه اولًا به عنوان علماى اسلامى و ثانياً به عنوان مسلمان و ثالثاً به عنوان مبلغان و دعوتگران به خير ، گردهم آييم . پس بياييد خود را به عنوان علما ، پرورش دهيم تا الگو و سرمشق ديگران باشيم و سپس فرزندان خود را بر همين منوال پرورش دهيم تا صفوف پشت جبههء ما را تشكيل دهند و سپس فراخوان خود را در ميان فرزندان دختر و پسر خود ببريم تا جمع مسلمانان را نجات دهيم ، زيرا ما اينك از اين رنج مىبريم كه فرزندان و نسلهاى ما بنا بر تأثيرپذيرى از اصول تربيت مادّى و تمدن غرب ، بر اساس اصول اسلامى و ارزشهاى آن پرورش نمىيابند بايد بر همين اساس اسلام را به جهانيان تبليغ كنيم :
« ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ »
( نحل / 125 ) ( با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به [ شيوهاى ] كه نيكوتراست مجادله نماى )
من وقتى از آن برادر گرامى مىشنوم كه در اينجا هفت هزار نفر طلبهء مسلمان علوم اسلامى و ديگر علوم مرتبط را فرا مىگيرند ، سرشار از شادى و شعف مىشوم و احساسات امام بزرگوار " شيخ الازهر " را باز مىگويم كه : اين خبر مرا سرشار از خير و اميد و اميدوارى مىسازد . يادآور مىشويم كه اين دانشگاه در آنجايى كه هستيم ، خواهر خواندهاى دارد كه همانا " دانشگاه ازهرشريف " است كه در آنجا نيز هزاران نفر از فرزندان مسلمانان از سرتاسر جهان مشغول به تحصيل هستند . اگر آن برادر درخواست برنامههاى درسى دانشگاه الازهر را دارد ، بايد بگويم كه دانشگاه الازهر برنامههاى درسى متعددى دارد : برنامهاى براى معارف دينى اسلامى در " الازهر " ، برنامهاى براى پژوهشهاى اسلامى در " الازهر " ، برنامهاى براى مراكز آموزشى در " الازهر " ، برنامهاى براى " مجمع پژوهشهاى اسلامى " در " الازهر " . من معتقدم اين