خداوند با پند و اندرز نيكو مشغولاند و به بهترين شيوهها مجادله مىكنند ، هرگز در پى اظهار فضل نيستم و تنها وظيفهء سپاس و قدردانى از تمامى آنچيزهايى را كه ديديم و طى سفر خود به اين سرزمين مقدس اسلامى شاهدش بوديم ، به جاى مىآورم . اميدوارم اين سفرها تكرار گردد تا حق خويشاوندى و صلهء رحم در اسلام را ادا كرده باشيم ؛ چه علم و برادرى دينى همانند خويشى عالمان و برادران با يكديگر است .
مايلم در اين وظيفه كه بر دوش گرفتهام ، ابتدا شما را با برادران اعضاى هيئتى كه از سرزمين ازهر شريف سرزمين آل بيت مطهر پيامبر ( عليهم الاف التحية و الف سلام ) به اينجا آمدهاند ، آشنا سازم . چون معتقدم و اميدوارم كه شما نيز با من هم عقيده باشيد كه آشنايىهاى شخصى ما با همديگر ازجمله گامهاى مهمى است كه حتماً بايد برداشته شود تا بيشتر همديگر را بشناسيم .
هيئتى كه از سرزمين " ازهر شريف " ، سرزمين كنانة الله فى ارضه به اينجا آمده ، به رياست امام بزرگوار " دكتر محمد محمد الفحام " ( شيخ ازهر شريف ) است و هيئت همراه ايشان متشكل از اين چهار شخصيت است :
1 - جناب استاد " شيخ عطيه صقر " مدير وعظ در " ازهر شريف " .
2 - جناب " شيخ محمود خليل حصرى " شيخ قاريان در جمهورى عربى مصر .
3 - آقاى " سيد محمد محمد الفحّام " فرزند امام بزرگ و رئيس دفتر ايشان در اداره الازهر .
4 - و آخرين ايشان مفتخر به سخن با شما ، دكتر الشرباصى استاد دانشگاه الازهر .
برادران گرامى !
هدف ما از اين سفر ؛ كمترين چيزى كه در اين مرحله مىتوان گفت اداى وظيفهء برادرى ايمانى است . خداوند عزوجل خود فرموده است : « انما المؤمنون اخوة » ، نخستين وظيفهء چنين برادرى ، شناخت برادران از يك ديگر و ديدار اين برادران ايمانى با همديگر است .
اگر شرايط روزگار و زندگى مانع از ديدارهاى ما با همديگر شده ، مسلمان بايد از هر
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 430
مساهمون: خسرو شاهى
ص٤٣٠