تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
آخرى منم ، من خاتم پيامبرانم . » من دربارهء اين سخن شريف نبوى ، نياز به بيان جرئيات بيشترى نيستم ، شما خود بهتر از من مىدانيد و در اين زمينه ، آگاه‌تريد ، ولى بر يك معنا تأكيد مىكنم و آن اينكه : خاتم پيامبران و سرور فرستادگان ، در پى آن بوده كه معنا و مفهوم همدلى و همبستگى و هميارى و همنوايى را مورد تأكيد قرار دهد . بنابراين خود را از روى فروتنى به بخش كوچكى از يك بناى بزرگ تشبيه كرد ؛ حال آنكه او كسى است كه خداوند او را برترى بخشيد ، او سرور اولين و آخرين است و خداوند نام و يادش را برفراز اولين و آخرين قرار داد . كسانى كه از همه سزاوارترند كه اين رهنمون الهى يعنى همدلى و همبستگى و ديدار با يكديگر را سرمشق خود قرار دهند ، همان وارثان پيامبران‌اند ، شما اى روشنايى بخشان راه و اى پيشگامان انسانيت سرگردان كنونى ! همين معناى اساسى است كه امام بزرگوار جناب " شيخ ازهر " شريف را بدان واداشت تا با برادران و فرزندان خود در ايران اسلامى ديدار داشته باشد . و چه زيباست كه دو تن از بزرگان اسلام و انديشمندان مسلمانان با هم ديدار داشته باشند و ميان خود به رايزنى بپردازند ؛ خداوند متعال نيز مىفرمايد :
« وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ » .
ما در پى ديدارى كه اكنون نخستين ثمرات آن‌را مىبينيم ، اميدواريم كه خيرات و بركات فراوانى عايد گردد و اين ديدارها و آن سفرها در اينجا در اين مركز اسلامى و در آنجا در " ازهر شريف " و در ديگر مناطق علوم دينى و دعوت اسلامى تكرار شود تا مسلمانان همچنان‌كه خداوند اراده فرموده است امّت واحدى گردند
: « إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ » .
برادران ! ما امروزه در حال جنگ تمام عيار هستيم ، ما در همه جنبه‌هاى زندگى مورد يورش قرار داريم . . . با گسترش اين الحاد جنايتكارانه ، عقيده ما مورد يورش و تجاوز قرار گرفته است . . .