فصل دوم : دين در كارزار هستى
حقيقت پايدار
در جهان ما حقيقت ثابت و پايدارى همچون دين ، وجود ندارد ؛ دين در برابر همهء جنگها مقاومت كرد و در برابر تمامى يورشها ايستاد و بر همهء دشمنان پيروز شد و طى قرنهاى متمادى ، زنده و پويا و شكوفا باقى ماند .
ملحدان با آن به ستيز پرداختند ، زيرا آنرا خوش نداشتند ولى سرانجام ملحدان رفتند و دين باقى ماند ؛ بيدادگران با آن جنگيدند ، زيرا وجود آنرا مزاحم شوكت و عظمت خود يافتند ، ولى بيدادگران رفتند و دين باقى ماند ؛ آنهايى كه براى رسيدن به قدرت و حكومت از آن سوء استفاده كردند نيز با دين به جنگ پرداختند و وقتى به هدف خود نايل آمدند ، سخت آنرا مورد حمله قرار دادند و از هر دشمن ديگرى با آن كين توزتر بودند ، ولى آنها نيز رفتند و دين باقى ماند .
همهء اينان با دين جنگيدند و در جنگ با آن هرگونه خشونتى را روا داشتند ، زيرا درخشش حقيقت و شدت پويايى و قدرت تأثير آن بر مردم ، بزرگترين خطرى بود كه در برابرشان قرار داشت و نفوذ و قدرتشان را تهديد به زوال مىكرد .
و حتى چنان بود كه جنگ اينان با دين در دورههايى از تاريخ به اوج شدت خود مىرسيد ، چنانكه مؤمنان از آن بيم داشتند بر روى زمين كسى كه خداى را بپرستد ،