تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
واگذار كنيد كه به من دستور داده شده او را جانشين خود تعيين كنم . راويان او را فردى خردمند و مورد احترام عام و خاص توصيف مىكنند و آنچنان كه حكيمانه و خردمندانه كار مىكرد كه عوام الناس نمىپذيرفتند كه او جز رافضيها ( شيعه ) باشد و نقل مىكنند كه دو نفر درگير نزاعى لفظى با يكديگر شده يكى از ايشان مىگفت كه بعد از رسول خدا ابو بكر برترين مردم است و بعد از عمر بن الخطاب و سپس عثمان بن عفان و بعد از آنها على بن ابى طالب است و دومى گفت : على بعد از رسول خدا از همه برتر است درگيرى آنها در حضور او شدت پيدا كرد و انبوه بسيارى از شيعه و سنى حاضر بودند و او با شيوه‌اى خردمندانه و آنگونه كه عادتش بود از ترس جان خود و بيم از جان امام ( ع ) از سوى حاكمين ، مسأله آنها را حل كرد و گفت : آنچه صحابه بر آن اتفاق نظر دارند آن است كه صديق ( ابو بكر ) بر عمر و عمر بر عثمان و على بر عثمان برترى دارد و اين داورى از نظر ما درست است . حاضران از اين سخن وى در شگفت ماندند و عوام الناس وى را بر سر خود بلند كردند و آنهايى را كه او را به رافضيها نسبت مىدادند ، نكوهش كردند . و در جايى ديگر به اطلاعش رساندند كه يكى از دربانان خانه‌اش ، معاويه را دشنام داد و به او ناسزا گفت او نيز دستور طرد وى را صادر كرد و از خدمت ، اخراجش كرد و شفاعت هيچ‌كس را در مورد او نپذيرفت . حسين بن روح پس از عهده‌دار شدن سفارت و واسطه بين امام مهدى ( ع ) و دهها ميليون از شيعيانى كه در مشكلات خود به او رجوع مىكردند ، مدت بيست سال زندگى كرد و پاسخهاى مشكلات شيعيان را با خط و امضاى امام نزد آنها مىبرد او به سال 326 هجرى در بغداد وفات يافت و قبرش تا امروز نيز زيارتگاه دوستداران اوست و پيش از وفات به دستور امام ( ع ) ، على بن محمد سمرى را جانشين خود قرار داد كه او نيز نقشى را كه اسلافش به عهده داشتند ايفا كرد و مدت سفارت او بيش از سه سال طول نكشيد و با پايان اين مدت ، زمان غيبت صغرى يعنى مدتى كه تماس با امام از طريق اين چهار سفير امكان‌پذير بود ، پايان گرفت . راويان ادعا مىكنند كه سمرى ( آخرين سفير ) پيش از وفات خود نامه‌اى به امضاى امام نشان داد كه در آن آمده بود : اى على بن محمد ، پاداش تو و ديگر يارانت ، بسيار باد تو از امروز تا شش روز ديگر مىميرى پس كارهاى خود را به فرجام رسان و كسى را جانشين خود قرار مده كه بعد از مرگ تو ، جايت را بگيرد چرا كه