تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
مبعوث گرداند آنهايى كه در زمان غيبت او ، در اعتقاد به او ثابت‌قدم هستند از گوگرد سرخ ، اندكتر هستند در اينجا ، جابر بن عبد اللّه انصارى كه حضور داشت برخاست و گفت : اى رسول خدا ( ص ) مگر فرزند قائم شما ، غيبت هم دارد ؟ فرمود : آرى به پروردگارم سوگند كه غيبت مىكند و آنهايى را كه ايمان آورده‌اند مىآزمايد و كافران را محو مىسازد اى جابر اين موضوع از رازهاى الهى است كه با بندگان خدا در ميان گذاشته شده و زنهار كه در اين باره ترديد نكنى كه ترديد در كار خدا ، شرك ورزيدن به اوست . و ديگر رواياتى كه مژدهء مهدى اهل بيت دوازدهمين امام را داده‌اند و صاحب - البيان در كتاب خود و ديگر محدثين اهل سنت و شيعه به نقل از پيامبر و با سندهايى كه غالبا به اصحاب ثقهء پيامبر مىرسند نقل كرده‌اند و بعد از او براى نسلهاى بعدى روايت كرده و محدثين سنى و شيعه آنها را در كتب حديث خود تدوين نموده‌اند و بر اثر همين روايتهايى كه ميان محدثين اهل سنت كه در نخستين دورهء تدوين احاديث به وسيله صحابهء مختلف با انگيزه‌هاى متفاوت ، تدوين كرده‌اند ايدهء ظهور مهدى اهل بيت به عنوان منجى بشريت از ظلمها و ستمها و رنجهايى كه مىبرد در گسترده‌ترين سطح ميان محدثين اهل سنت و علماى ايشان و همهء گروه‌ها و بخشهاى آنها ، رواج دارد و به مثابهء اعتقاد اسلامى بسيارى از علما و محدثين آنها مطرح است ولى دشمنى و خصومت سنتى و اختلافهاى مذهبى ميان آنها و شيعه آنان را بر آن داشت تا در اين احاديث ، دست ببرند و آنها را به گونه‌اى كه با معتقدات با هواهاى نفسشان مطابقت داشته باشد درست همانگونه كه در مورد احاديث ديگر اين كار را كردند ، وفق دهند . همانگونه كه پيامبر ( ص ) در دهها مناسبت در مورد ايشان ( حضرت مهدى ( ع ) ) تصريح كرده‌اند متون گويا از سوى ائمه عليهم السلام يكى پس از ديگرى به تواتر ، آمده و طى ماه‌هاى اندك مانده به وفات پدر ايشان ، چندين بار در حضور اصحاب ثقه و خاصان خود ، بر امامت او تصريح فرمود و شخص او را به ايشان نشان داد حال آنكه امام ، از ترس حاكمان وقت ، او را از شيعيان ، پنهان نگاه مىداشت بطورى كه ميان عوام مردم شايع شده بود كه حضرت امام حسن عسكرى ( ع ) ، فرزند پسرى از خود بجاى نگذارده است و چه بسا جعفر فرزند امام هادى ( ع ) از جمله كسانى بوده كه بر ولادت مهدى ( برادرزادهء خود ) واقف بوده ولى اين شايعه به مذاقش خوش آمده بود و سعى مىكرد آن را بيشتر شايع كند تا خود به عنوان جانشين و وارث برادر