ظاهر شود و شيعيان كه امامت امام هادى را قبول داشتند پس از او ، وى را به امامت پذيرا گردند و خمس اموال به سوى او سرازير شود . او از هنگام وفات آن حضرت خود را براى اين كار آماده كرده بود در همين رابطه ، بر در خانه ايستاد و درحالىكه جنازهء امام در خانه بود تسليتگويان را به حضور مىپذيرفت و به مناسبت امامت او ، حكام وقت و پيروان آنها كه تدارك چنين كارى را ديده بودند و همواره در صدد پراكنده - ساختن شيعه بودهاند و مىخواستهاند وحدت آنها را از ميان ببرند ، تبريكش مىگفتند و هنگامى كه او را براى نماز بر جنازهء امام هادى ( ع ) ، پيش آوردند ، امام مهدى ( ع ) بيرون آمد و پيراهنش را كشيد و به او گفت عمو دور شو كه من در نماز گزاردن بر پدرم از تو سزاوارترم ، مردم شگفت زده شدند جعفر ، عقب نشست و چهرهاش دگرگون شد و دچار نااميدى و يأس شد . در آن دوره زمانى كه نظرم به سوى عموى فاسق و فاجرش كه به ميخوارگى شهرت داشت ، جلب شده بود ، لازم بود كه امام مهدى ( عج ) ، چنان برخوردى داشته باشد تا بتواند توطئههاى او و سلطهء حاكم را كه به بهانه نداشتن فرزند او را بجاى برادرش به امامت برسانند ، نقش بر آب شود .
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 551
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٥٥١