تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
آنگونه نرم و انعطاف پذيرش ساخته كه بتوانيد آن را شخم كنيد و بهره‌بردارى كنيد براى همين آن را فرش شما ساخت و آسمان را بناى آن يعنى سقفى بالاى سرتان ساخت تا شما را محفوظ نگاه دارد و آفتاب و ماه و ستارگان را در جهت استفاده شما در آن به حركت آورد و از آسمان باران فرود آورد آن را از آن بالا فرود آورد تا به قله كوهها و دره‌ها و دشتهايتان فرود آيد آنگاه آب اين باران را به صورت جوى و رود و دريا پراكند تا به كار درختان و زمين و ميوه‌هايتان آيد و از بارانى كه بدين گونه بر شما فرود آورد روزى شما را مقرر داشت حال شما براى خداوند شريك مسازيد و جز خدا چيزى را نپرستيد كه تمامى معبودهاى ساختگى شما ، قادر به برآوردن آن همه نعمت گرانقدرى كه براى شما در نظر گرفته شده‌اند ، نيستند . و در تفسير آيهء
وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا أَمانِيَّ
از ايشان نقل است كه فرموده‌اند : امى يعنى كسى كه به ام ( مادر ) خود منسوب است يعنى همانگونه كه از شكم مادرش بيرون آمده نه مىخواند و نه مىنويسد و دربارهء كتابى كه از آسمان فرود آمده و كتابى كه وضع كرده‌اند چيزى نمىدانند مگر آنچه به ظاهر مىخوانند ولى نمىفهمند و به عبارت ديگر تنها آنچه را كه برايشان مىخوانند و به ايشان گفته مىشود كه اين كتاب خدا و سخن الهى است و اين تنها گمانى است كه مىكنند يعنى آنچه كه رؤساى آنها در تكذيب نبوت محمد برايشان مىخوانند و على رغم اينكه تقليد از آنها حرام است به تقليدشان مىپردازند پس واى بر كسانى كه با دست خود كتاب را مىنويسند و سپس مىگويند كه اين از سوى خداست . اينان گروهى از يهوديان هستند كه ويژگيهايى را براى محمد ( ص ) در نظر گرفته‌اند كه در تضاد با ويژگيهاى اوست و به مستضعفين خود مىگويند كه از صفات پيامبر مبعوث شده در آخر الزمان آن است كه دراز و ستبراندام و بزرگ شكم و پرمو و داراى لكه‌هاى قرمز در بدن است . حال آنكه محمد ( ص ) خلاف اينهاست و پانصد سال پس از زمانى كه وعده داده بودند مىآمد ولى آنها با اين سخن مىخواستند چند صباحى ديگر به رياست و رهبرى خود ادامه دهند و لذا خداوند متعال فرمود : واى بر آنها از آنچه كه دستشان نوشت و واى بر آنها از كارهايى كه مىكنند . و به ادعاى راوى ، مردى به آن حضرت گفت : اگر اين گروه از يهوديان چيزى از كتاب نمىدانند جز آنچه كه از علمايشان مىشنوند و به كتاب ديگرى نيز دسترسى ندارند چرا در قرآن تقليد ايشان و پذيرفتنشان از علماى خود را نكوهش كرده و آيا