تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
ترك و جز آنان بود اينان امر و نهى مىكردند و وقتى بر خليفه خشم مىگرفتند او را بر كنار يا به قتل مىرساندند و ديگرى را به جاى وى مىنشاندند همچنانكه در مورد مستعين باللّه پس از سه سال و نه ماه از حكومتش عملى شد و ناگزيرش كردند از خلافت كناره گيرد و از سال دويست و پنجاه و يك با معتز كه همراه برادرش مؤيد زندانى بود ، دست بيعت دادند و بسيارى از اين دست حوادث كه تأكيدى بر ضعف خلفا در آن دوره از تاريخ است يكى از شعراى معاصر آنها ، وضعى را كه براى خلافت پيش آمده بود با اين ابيات ، توصيف مىكند : - خليفه‌اى در قفس ؛ ميان پسر بچه و روسپى - آنچه به او مىگويند ، مىگويد ؛ درست چون كار طوطى و آنچنان كه در مروج الذهب آمده شاعر ديگرى كه گفته مىشود بحترى است چنين گفته است : - خداى را سپاس كه دار و دسته‌اى ترك ، به زور شمشير ، آنچه نمىپسنديدند پس زدند . - كشتند احمد بن محمد خليفه را ؛ و به همهء مردم ، لباس ترس و وحشت پوشاندند . - و طغيان كردند و چنان شد كه كشور ما چند پاره شد ؛ و رهبرمان همچون ميهمان گرديد . مسعودى در تاريخ خود مىگويد وفات امام هادى ( ع ) در زمان حكومت معتز - باللّه روز دوشنبه چهار روز مانده به پايان جمادى الآخره سال 254 بوده است و مردم كنيزكى را شنيدند كه مىگفت : چه چيزها كه در دوشنبه‌ها ديده‌ايم . و در اعيان الشيعة به نقل از مسعودى در اثبات الوصية آمده است : وقتى آن حضرت وفات يافت جملگى بنى هاشم از طالبيها و عباسيها و نيز گروه بسيارى از شيعيان آن حضرت در منزلش گرد آمدند آنگاه دربى از لاى رواق خانه بازشد و غلامى سياه از آن بيرون آمد پس از او ابو محمد حسن عسكرى ، غمگين و سر برهنه و با پيراهنى پاره پاره بيرون آمد چهره‌اش درست مانند پدر مو نمىزد در خانه فرزندان متوكل و ديگران حضور داشتند با حضور او همه بپاخاستند و ابو احمد موفق به حضرت ( امام حسن - عسكرى ( ع ) ) نزديك شد و ايشان را به آغوش گرفت و به ايشان گفت : پسر عمويم خوش آمد و پاى درب رواق نشست و مردم نيز همگى پاى او نشستند خانه پيش از ورود آن حضرت چون بازارى از صحبت مردم شلوغ بود وقتى حضرت آمد مردم ساكت