دست او مىرهاند و مىكشدش من نزد خدا ضامن بهشت اويم .
و در روايت ديگرى كه « كشى » در رجال خود آورده ، امام ( ع ) فردى به نام جنيد را پيش خود خواند و مقدارى درهم به او داد تا با آنها ، سلاحى خريدارى كند و به او دستور داد پس از خريد سلاح ، آن را نزد وى آورد . راوى در ادامه مىگويد :
جنيد شمشيرى خريده بود ولى حضرت دستور داد آن را بازپس دهد و بجاى آن ساطورى خريد كه پس از آوردن نزد امام ، ايشان راضى شدند جنيد ساطور بدست به سراغ فارس بن حاتم كه بين نماز مغرب و عشا از مسجد خارج شده بود ، گرديد يك ضربه بر سرش فرود آورد كه در دم جان سپرد . « كشى » در رجال خود هاشم بن - ابى هاشم و ابا السمهرى و ابن ابى زرقاء و جعفر بن واقد و ابا الغمر را از آنان برشمرده است و از على بن مهزيار و اسحاق انبارى روايت كرده كه امام هادى ايشان را از دار و دسته ابى الخطاب برشمرده و لعنتشان كرده و فرمان به لعنت كردن آنها و بيزارى - جستن از ايشان داده است و فرمود : رسول خدا ( ص ) فرمود : هر كس در لعنت كردن كسى كه خدا لعنتش كرده تعلل ورزد خداوند او را لعنت مىكند .
اعم از اينكه اين روايات درست باشند يا نه آنچه ترديدى در آن نيست اينكه ائمه عليهم السلام ، با همهء توان خود سعى داشتند از اصحاب و شيعيان خود و هر كس تماسى با ايشان داشت دعوتگران به حق و خيرى سازند كه اسلام را نمايندگى كنند و پيش از حرف با عمل خود آموزههاى آن را تجسم بخشند همچنانكه كوشش داشتند تعاليم اسلام را از شائبهء تشويه و تحريف و افترا دور نگه دارند و به آنها چنين القا كنند كه جملگى بندگان خدايند و نمىتوانند زيانى را از خود دور سازند يا خيرى متوجه آن كنند جز با مشيت الهى و ائمه اطهار در طول زندگى خود ، ستم و جور حكام را تحمل كردند و تمامى گرفتاريها و تغيير و تحولاتى را كه ساير مردم به خود مىبينند آنها نيز مىبينند و كسانى را كه سخنانى ناگفته را به ايشان نسبت دادهاند و يا نسبت علم غيب و آفريدن و روزىرسانى به آنها مىدهند و ويژگيها و صفات خالق را به آنها نسبت دهند لعنت كردهاند ولى با همهء اينها برخى دوستداران و دشمنان چيزهايى كه از آنها نيست به ايشان نسبت دادهاند و گروهى از مردم نيز به نظر من ( نويسنده ) با سوء نيت راه افراط و غلو در مورد ايشان را پيش گرفتهاند ولى ائمه اطهار ( ع ) در برابر همهء چنين كسانى ، ايستادگى كردند و غلوكنندگان را لعنت كردند و از آنها بيزارى جستند و گمراه بودن و كفرشان را به مردم اعلام مىكردند و به آن دسته
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 485
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٤٨٥