دشتهاست . عرض كردم : راستى گفت فدايت گردم .
و مفيد در ارشاد خود به سند صفوان بن يحيى روايت كرده كه گفته است : به امام رضا ( ع ) عرض كردم پيش از آنكه خداوند فرزندى به شما عطا كند دربارهاش از شما سؤال مىكرديم و شما مىفرموديد : خداوند پسرى به من عطا خواهد كرد و اينك خداوند فرزند را عطا كرده و چشممان به جمالش روشن شده است و خدا نكند كه از ميان ما برويد ولى اگر چنين شد به چه كسى رجوع كنيم ؟ به فرزندش ابو جعفر جواد اشاره كرد كه در حضورش بود . عرض كردم : فدايت گردم او كه سهساله است . فرمود : چه عيبى دارد ، حضرت عيسى هنگامى مأموريت پيامبرى يافت كه كمتر از سه سال داشت .
و در روايت احمد بن محمد بن عيسى به نقل از معمر بن خلاد آمده كه گفته است :
از امام رضا ( ع ) شنيدم كه طى حديثى مىفرمود : ما اهل بيت كودكانمان مو به مو از بزرگانمان ، ارث مىبرند و بسيارى از اين دست روايات كه محدثين ثقه در رابطه با اين موضوع روايت كردهاند و به علاوه رواياتى نيز از پيامبر اكرم ( ص ) و ائمهء بزرگوار در تصريح امامان بعد از خود يكى پس از ديگرى با قيد نام ، نقل شده است .
از بيشتر روايات چنين برمىآيد كه وقتى امام رضا ( ع ) به درخواست مأمون به خراسان رفت فرزندش ابا جعفر ( امام جواد ( ع ) ) را در مدينه بجاى گذاشت و مأمون پس از بازگشت به بغداد در سال 204 هجرى امام جواد را به حضور خود فرا خواند تا دخترش ام الفضل را به ازدواج ايشان درآورد كه در آن هنگام آنچنان كه در روايت مفيد و ديگران آمده است در آغاز ده سالگى بودند . البته من ( نويسنده ) با وجود اينكه از روايات چيزى در دست ندارم كه حكايت از همراه بردن خانواده و فرزند از سوى امام رضا به خراسان ، داشته باشد بعيد مىدانم كه ايشان را در حجاز جا گذاشته و به تنهايى عازم سفر گردد بويژه كه خود نسبت به اين سفر بدبين بود و وداعش با قبر پيامبر در مدينه و با كعبه در مكه وداع كسى بود كه اميد زيارت مجدد ، نداشت .
پيش از اين يادآور شديم كه فرزند ايشان جواد ، با وجود خردسالى ، بيم و نگرانى پدر را به هنگام طواف كعبه ، درك كرده بود لذا گريه كنان در حجر ابراهيم نشست و حالتى متأثر از آنچه كه از پدر به هنگام طواف وداع ديده بود ، داشت همچنانكه من ازدواج ايشان را در اين سن اندك با دختر مأمون ، پس از گفتگويى كه ميان مأمون و بنى عباس از يك سو و امام جواد و قاضى القضات از سوى ديگر به همين مناسبت جريان يافت بعيد مىدانم . من ترجيح مىدهم كه ايشان در خراسان نيز همراه پدر بودند و
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 447
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٤٤٧