تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
همهء حركتهايش را كنترل مىكرد بطورى كه آن حضرت را ناگزير ساخت از شيعيانش و نزديكترين يارانش نيز پنهان بماند . و مهدى سومين خليفهء عباسى او را به بغداد فرا خواند و مدت زمانى به زندانش افكند و تنها هنگامى او را از زندان رها ساخت كه على ( ع ) را در خواب ديد كه تهديدش مىكند و آيهء
فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ
را بر وى مىخواند و با اين حال از ايشان تضمين گرفت و پيمان گرفت كه عليه او قيام نكند و در هيچ انقلاب يا قيامى كه يكى از حكام دولتشان را نشانه رود ، شركت نجويد و بعد از وفات ( مهدى ) و هادى ( سومين خليفه عباسى ) كه مدت خلافتش چندان بدرازا نكشيد رشيد بر اريكه قدرت تكيه زد و با آغاز خلافتش ، بدبختى و رنج خاندان علوى كه در آن هنگام امام موسى بن جعفر ( ع ) زعامتش را عهده‌دار بود آغازيدن گرفت و بيشترين بهرهء اين مصيبتها را نيز آن امام ، بر دوش داشت امام را بازداشت كرد و در زندانهاى تيره و تار خود به مدت يازده سال كه طى آن او را از زندانى به زندان ديگر منتقل مىساخت ، انداخت و مسئولان زندانش نيز از كشتن او سربازمىزدند بطورى كه نمىدانست با آن حضرت چه كند و در آخر نيز تنها سندى بن شاهان با همكارى وزيرش يحيى بن برمكى ، عهده‌دار انجام اين توطئه شدند و دستورش داد تا در غذايش سم بريزد تا از او نجات يابد و بالاخره به آرزويش رسيد . در چنين اوضاع و احوالى ، امام رضا ( ع ) با درد و تلخى ، شاهد چنان حوادث مصيبت بارى بود كه بسيارى از خاندان و عموزادگان را در بر گرفته بود و غم فقدان پدر با آن وضع را تحمل كرده بود بىآنكه از آغاز تا پايان آن توان كاستن از شدت و حدت آن را داشته باشد . و همين سرنوشت هم خود او را نيز در صورتى كه حركت عليه آنان كند و حتى اگر كمترين حركتى نداشته بود ، او را نيز انتظار مىكشيد زيرا تضاد و اختلاف ميان اين دو خاندان ( علوى و عباسى ) تضاد اصولى بود و به اشخاص محدود نمىشد . اين خصومت ، خصومت ميان دو گروهى بود كه يكى ، نمايانگر تمامى ابعاد و اهداف اسلام بود و ديگرى نمايندهء نژادپرستى و استثمار و گرايشهاى قبيله‌اى كه در عهد اسلاف امويشان ، با تمامى نمودهاى خود ، دوباره ، پا به عرصهء وجود گذارده بود و اين ارزشهاى جاهلى دوباره زنده شده هيچ تفاوتى با آنچه كه ابو سفيان و ابو جهل و امية بن صفوان و ديگر گردنكشان و قلدران قريش ، به خاطر آنها مىجنگيدند ولى اين زمان به رنگى ديگر و شيوه تازهء زمان و به نام اسلام ( از همان ارزشهاى كهنه و جاهلى ) نداشت ، بنابراين شگفت نيست كه امام رضا ( ع ) حتى اگر به دور از مردم و بر كنار از