كه نشاندهندهء دانش وسيع و قدرت انديشهء اوست . همچنانكه در شرح حال محمد بن عمير نيز آمده كه او از ياران امام موسى و امام رضا ( ع ) بود و در حديث و فقه از ايشان احاديث بسيارى گرفت و از آنها در مسائل فقهى و مسائل ديگر ، تأليفاتى ، تصنيف كرد .
و احمد بن محمد بن عيسى قمى كتابهايى دربارهء صد تن از ياران امام صادق ( ع ) از وى روايت كرده و « جاحظ » دربارهاش گفته است : او نزد « خاص » و « عام » از مورد اعتمادترين مردم بود و عابدترين مردم و يگانهترين فرد زمان خود در همهء چيزها بود .
و در روايت فضل بن شاذان آمده كه مىگويد : به عراق رفتم مردى را ديدم كه دوستش را سرزنش كرده به او مىگفت : تو مردى هستى كه دينى بر عهدهات است و عيالمندى و نياز به آن دارى كه براى آنها به كسب روزى بپردازى و مطمئن هم نيستم كه چشمان خود را نيز بر اثر طول سجدههاى خود ، از دست ندهى . و او در پاسخش گفت : خدا بگويم چهكارت كند خيلى ملامتم مىكنى اگر چشمان كسى از درازى سجده ، از بين رفته باشد چشمان ابن ابى عمير نيز از دست مىرود . او از هر كسى ، سجدهء طولانىترى داشت .
هارون الرشيد او را زندانى كرد زيرا رابطهاش با امام كاظم و امام رضا ( ع ) بسيار مستحكم بود و با وجودى كه امام و ياران نزديكش را خوب مىشناخت ، از معرفى آنها به او ، خوددارى ورزيده بود . او مدت زمانى را در زندان گذراند و هنگامى كه از زندان به تنگ آمد مبلغ يكصد و بيست هزار درهم به امير زندان سندى بن شاهك ، داد و او وى را از زندان رها ساخت و آنگونه كه در شرح حالش آمده از آن بيم داشت كه دستگاه هارون الرشيد كتابهاى وى را كه از احاديث ائمه تأليف كرده بود ، از ميان ببرند ( مصادره كنند ) لذا آنها را در گوشهاى از خانه خود ، زير خاك مدفون ساخته بود و هنگامى كه از زندان بيرون آمد ، آنها را كهنه و فرسوده يافت و از آن پس در احاديثى كه نقل مىكرد بيشتر به حافظه خود و بدون ذكر سند ، اعتماد مىكرد فقها نيز احاديث بدون سند او را گرفتند و از آنجا كه به او اعتماد داشتند و علت ذكر نكردن سند را مىدانستند ، احاديث وى را مورد اعتماد مىدانستند و گروهى از محدثين بر آنند كه احاديث با سند ابن عمير در رديف احاديث سند دار ديگر ثقات است .
يكى ديگر از شش تن « اصحاب الاجماع » صفوان بن يحيى بياع السابرى است
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 328
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٣٢٨