و از ابو حنيفه آمده كه مىگويد : وقتى يكى از امويها دربارهء يك مسأله فقهى از وى پرسيد پيش خود انا للّه و انا اليه راجعون گفتم زيرا در پاسخ مسأله من نظر على ( ع ) را ( از قول خود ) گفتم حال آنكه در برابر خدا ، معصيت كار بودم و نمىدانستم چهكار كنم ؛ آنگاه تصميم گرفتم همان فتوايى را كه متضمن معصيت خدا از سوى من بود ، بدهم و آنچنان كه در جلد اول مناقب ابو حنيفة آمده ، در ادامه مىگويد : بنى امية تن به فتواى على ( ع ) نمىدادند و آن را عمل نمىكردند و ميان فقها على ( ع ) به نام ياد نمىشد و ميان بزرگان علامت اين بود كه بجاى نام وى مىگفتند « قال الشيخ » .
الشعبى نيز در عيون الاخبار ابن قتيبة مىگويد : خاندان ابو طالب چنان بودند كه اگر دوستشان مىداشتيم ما را مىكشتند و اگر دشمنىشان مىورزيديم وارد جهنم مىشديم .
ميزان بىتوجهى به آثار فقه اهل بيت از سوى امويها بدانجا رسيده بود كه برخى فقهاى ديگر را آنچنان بزرگ كردند كه امر فتوا را به آنان واگذاردند فقهايى چون سليمان بن موسى الاشدق متوفى سال 119 و عبد اللّه بن ذكوان متوفاى سال 130 ( يكى از مواليان ايشان و ناقل احاديث ابو هريرة ) و نافع غلام ابن عمر و سليمان بن يسار كه ملازم كاخهايشان بود و بر مدينه منصوبش كردند و « مكحول » غلام بنى هذيل و ابى حازم سلمة بن دينار الاعرج غلام بنى مخزوم و سليمان بن طرخان و اسماعيل بن خالد بجلى و عكرمه غلام ابن عباس و ابن شهاب زهرى و ديگر علماى موالى كه آنان را مقرب خود ساختند و روى بازنشانشان دادند و خزاين خود را در اختيارشان گذاردند و به هيچ كس اجازه ندادند دربارهء اهل بيت سخنى بگويد يا به على و ديگر فرزندانش ، در فقه و ديگر موضوعهاى اسلامى ، نظرى را اسناد دهد كه خود باعث مشكلات بسيارى براى فقهايى كه جايگزينى براى فقه على و فرزندان او نمىداشتند ، شده بود .
و چه بسا آنها كه به فقهاى رأى شناخته شدهاند كسانى بودند كه با نظر امام فتوا مىدادند ولى بىآنكه سندى از روايات صحابه يا رأى خود براى آن ذكر كنند آن را به خود نسبت مىدادند آنها از ترس تازيانه امويها و شمشيرهاى برندهاى كه تهديدشان مىكرد جرأت اسناد به على ( ع ) نداشتند لذا ايشان را در شمار فقهاى رأى به حساب آوردهاند . و هنگامى كه امام جعفر صادق و امام محمد باقر ( ع ) امكان يافتند از حضرت على ( ع ) و پيامبر اكرم ( ص ) نقل حديث كنند و فقه او و آثار اسلامى را مطرح سازند علما و شيفتگان دانش از هر سو به مدينه روى آوردند و قصد آنها كردند
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 259
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٢٥٩