حاكمه ) مىفرمايد : در برابر آنچه به تو مىبخشد آن قدر رضايت و خشنودى نشان ده كه خويشتن را از گزند وى در امان دارى و به دينت نيز آسيبى نرسد و با او از در مخالفت ميا كه اگر چنين كنى نافرمانى او و خويشتن كردهاى و خود را به دشوارى انداختهاى و او را به انديشهء هلاك خويش ، سوق دادهاى حال آنكه شايستهتر آن بود كه ياور او باشى و در آنچه به تو ارزانى داشت و شريك و انباز باشى .
و در حالى كه سخن از حق معلم بميان آورده مىفرمايد : و از جمله حق او بر تو ، بزرگداشت او و حفظ حرمت حضور او و نيكو گوش دادن به سخنانش و روى آوردن به او و با جان و دل در اختيارش بودن در آنجايى كه نياز به دانشش دارى بدين ترتيب كه تمام خرد خويش را به وى سپارى و انديشهات را در اختيارش گذارى و جان و دل خود را در اختيارش نهى و با ترك لذتها و كاستن از شهوتها ، ديدهات را براى او جلا دهى و صدايت را در برابرش بلند نكنى و به كسى پاسخ نگويى تا تنها او پاسخ دهنده باشد و در حضور او با كسى به گفتگو ننشينى و اگر كسى نزد تو از وى بدگويى كرد به دفاعش برخيزى و عيبهاى او را پنهان دارى و مناقش را بر زبانآورى و با دشمنش نشست و برخاست نكنى و با دوستانش ، دشمنى نورزى .
و در مورد حقوق مادران بر فرزندان فرمود : حق مادرت اين است كه بدانى او ترا به گونهاى حمل كرده كه هيچ كس ، ديگرى را حمل نمىكند و از شيرهء جانش ترا به گونهاى كه هيچ كس ، ديگرى را نمىخوراند ، خورانده است و با گوش و چشم و دست و پاى و موى و پوست و همهء اندامش با رضا و رغبت و شادى از تو مراقبت به عمل آورده و همه گونه درد و رنج و محنت و غمى را به جان مىخرد تا توانت بخشد و به دنيايت آورد ، او راضى مىشود كه خود گرسنه بماند ولى ترا سير گرداند ، عريان بماند تا ترا بپوشاند ، خود تشنه ماند تا تو سيراب گردى و با هر رنج و بدبختى كه ديده براى تو فداكارى و از خودگذشتگى كرده و تو ياراى سپاس و شكرش را ندارى مگر به يارى و توفيق الهى .
و در مورد حق برادر بر برادر خود مىفرمايد : برادرت ، دست توست كه درازش مىكنى و پناهى است كه بدان پناه مىجويى و عزتى است كه بر آن اعتماد مىكنى و قدرت و توانى است كه بدان تكيه دارى و استوارى حال مبادا كه از او به عنوان سلاحى براى معصيت خدا از آن بهرهگيرى و در راه ستم بر خلق خدا ، مورد استفادهاش قرار دهى و هرگز از يارى او روى بر متاب و در برابر دشمنش ، تنهايش مگذار و هرگز در
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 182
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص١٨٢