تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
لباسهايت را به كسانى مىدهى كه ارزش آنها را نمىدانند و شايستهء پوشيدنشان نيستند و بهتر آن است كه آنها را بفروشى و بهايش را تصدق دهى . فرمود : من خوش ندارم لباسى را كه در آن نماز گزارده‌ام به فروش رسانم و به تواتر دربارهء او آمده است كه فاخر - ترين لباسها را مىپوشيد و اگر به درگاه خدا بار مىيافت غسل مىكرد و عطر مىزد ، بيشتر امامان نيز در لباس ظاهر خود چنين بودند . و از اينجا روشن مىشود كه زهد در دنيا كه شعارشان را تشكيل مىداد معنايش اين نبود كه از لذتهاى زندگى چشم پوشند و رياضت كشند بلكه معنايش عمل به خواست خدا و اجتناب از معصيت او و هر آنچه تحريم كرده و عدم چشم‌داشت به آنچه از كالاهاى دنيايى به دست مردم است ، مىباشد . و در حديث آمده است : بالاترين درجات زهد ، پايينترين حد تقوا و پارسايى است . راويان روايت مىكنند كه ابن عيينة به امام جعفر صادق ( ع ) گفت : جد شما امام امير المؤمنين ( ع ) لباسهاى زمخت مىپوشيد حال آنكه شما لباسهاى فاخر و ابريشمين مىپوشيد . فرمود : ترا چه مىشود اى ابن عيينة على ( ع ) در زمان تنگدستى مىزيست و وقتى گشايشى دست دهد نيكان روزگار از هر كس ديگرى به آنها سزاوارترند . و امام جعفر صادق ( ع ) در توصيف جد خود امام زين العابدين ( ع ) فرمود : جدم هنگام راه رفتن همچون كسى بود كه كبوترى بر سرش نشسته باشد به هيچ سويى متمايل نمىشد و دستش را تكان نمىداد و وقار و آرامش خاصى داشت . و در روايت عبد اللّه بن سليمان مىگويد : من با پدرم در مسجد بوديم كه امام زين العابدين ( ع ) وارد شد من ايشان را نمىشناختم روى سر عمامهء سياهى داشت كه طرفين آن را به ميان شانه‌هاى خويش انداخته بود به مردى كه نزديكم بود گفتم : اين مردى كه مىبينم كيست ؟ به من گفت : چرا از آنهايى كه جز اين مرد ، به مسجد وارد شدند از من نمىپرسى . به او گفتم : من هيچ كس را خوش‌اندام و چهره‌تر از او نديدم كه وارد مسجد شد براى همين از تو سؤال كردم . گفت : او امام على بن الحسين ( ع ) است .
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 128 | هاشم معروف الحسني / محمد مقدس